چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟

She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 81 از 117 - الفبای زبان
I’m speechless  + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m speechless + دو اصطلاح دیگر

I’m speechless زبانم بند آمده The choice is yours انتخاب با توئه I’m not convinced متقاعد نشدم

اصطلاح Tea time ۰۶ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Tea time

اصطلاح اسلنگ tea time به معنی وقت غیبت یا وقت گپ و گفت خودمانی هم استفاده می شود. It’s tea time=slip the tea=gossip وقت غیبته/ صحبت ها(غیبت ها) رو بریز وسط

سه اصطلاح کاربردی ۰۶ آبان ۱۴۰۲

سه اصطلاح کاربردی

It’s not rocket science آپولو نیم خوای هوا کنی! It’s like talking to a brick wall انگار دارم با دیوار حرف می زنم !the pot calling the kettle black دیگ به دیگ می گه روت سیاه

!You are so petty ۰۶ آبان ۱۴۰۲

!You are so petty

!You are so petty خیلی عقده ای هستی! ?Where ‘s your head حواست کجاست؟

چهار دیواری اختیاری! ۰۶ آبان ۱۴۰۲

چهار دیواری اختیاری!

!My house my rules چهار دیواری اختیاری!

عباراتی برای شروع صبحت در زبان انگلیسی ۰۳ آبان ۱۴۰۲

عباراتی برای شروع صبحت در زبان انگلیسی

As a matter of fact / in factدر حقیقت ، راستش رو بخواید As is known / as it is knownهمونطور که میدونید As was pointed out/ as noted earlierهمونطور که اشاره کردم As you knowهمونطور که میدونید Besidesگذشته از این ، علاوه بر این

اصطلاح Bolt from the blue ۰۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Bolt from the blue

Bolt from the blue=a complete surprise معنای تحت الفظی این اصطلاح به معنی درآمدن یک پیچ از آب است. یک رخداد غیرمنتظره/ اجل معلق The resignation of the chairman came like a bolt from the blue استعفای رئیس هیئت مدیره مانند یک اتفاق غیرمنتظره بود

اصطلاح !I’m torn ۰۱ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح !I’m torn

I’m torn دو دلم If you are torn between two or more things, you cannot decide which to choose, and so you feel anxious or troubled اگر بین دو یا چند چیز دو دل هستید، نمی توانید تصمیم بگیرید که کدام را انتخاب کنید و بنابراین احساس اضطراب یا ناراحتی می کنید.

چند اصطلاح کاربردی (102) ۰۱ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (102)

I wouldn’t miss it for the world سرم هم بره آنرا از دست نمی دم. They made him liquidated سرش رو زیر آب کردند. You should meet each other in mid wayYou should meet each other in half way شما باید کوتاه بیایید. He is ahead of himselfاو سر از پا نمی شناسد. Take it […]

اصطلاح I wasn’t born yesterday ۰۱ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح I wasn’t born yesterday

I wasn’t born yesterday=to not be stupid or easy to deceive بچه که نیستم!/ احمق و ساده نیستم You don’t fool me I wasn’t born yesterday منو احمق فرض نکن بچه که نیستم!