۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟

Another day, another dollar خبر خاصی نیست میگذره I rest my case دیگه حرفی ندارم من I let it slide بی خیالش شدم

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 76 از 111 - الفبای زبان
چند عبارت کاربردی (100) ۲۹ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (100)

Give Yourself Time به خودت زمان بده Everything has a place and a time هر چیزی جا و زمانی داره. Go easy on me به من سخت نگیر She will learn to be strong اون قراره یاد بگیره قوی باشه. I got canned اخراج شدم.

!Don’t give up ۲۹ مهر ۱۴۰۲

!Don’t give up

Don’t give up جا نزن/ تسلیم نشو Don’t look back به گذشته فکر نکن never look back هرگز به گذشته برنگرد/ پیش رفتن در مسیر موفقیت

چند عبارت کاربردی (99) ۲۹ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (99)

You mark my wordsبه حرفم می‌رسی. No offense جسارت نباشه! I’m ever so sorryخیلی متاسفم I apologizeمعذرت میخوام Pardon meببخشید I owe you an apologyیک عذر خواهی بهت بدهکارم

اصطلاح Fit as a fiddle ۲۶ مهر ۱۴۰۲

اصطلاح Fit as a fiddle

Fit as a fiddle=in very good health سالم و سرحال/ وضعیت سلامتی عالی My great grandmother is surprisingly fit as a fiddle مادربزرگ من به طرز شگفت انگیزی حالش خوب است

قورباغه ات را قورت بده! ۲۶ مهر ۱۴۰۲

قورباغه ات را قورت بده!

Bite the bullet=to force yourself to do something unpleasant or difficult اجبار خود به کار تحمل شرایط سخت/ کاری را به زور یا صلاح حود انجام دادن/ کتاب معروف قورباغه ات را قورت بده I hate going to the dentist, but I’ll just have to bite the bullet من از رفتن به دندانپزشک متنفرم، اما […]

اصطلاح کنایه آمیز «پات بشکنه» به چه معناست؟ ۲۶ مهر ۱۴۰۲

اصطلاح کنایه آمیز «پات بشکنه» به چه معناست؟

break a leg=good luck اصطلاح کنایه آمیز پات بشکنه! که بر می گردد به یک افسانه قدیمی قرن گذشته و خرافات رایج در شرط بندی مسابقات اسب دوانی، که اعتقاد داشتن آرزوی خوش شانسی برای یه سوارکار، برعکس باعث بدبیاری میشه!به خاطر همین از جملات منفی «پات بشکنه» استفاده می کردن که با خودش شانس […]

این کفشها پاهامو میزنه! ۲۵ مهر ۱۴۰۲

این کفشها پاهامو میزنه!

These shoes are pinching این کفشها پاهامو میزنه Your shoes/socks are mismatching کفشاتو \جوراباتو تا به تا پوشدی

کم و بیش! ۲۴ مهر ۱۴۰۲

کم و بیش!

give or takeکم و بیش، تقریبا it’ll be ready at six, give or take a few minutes ساعت شیش آمادست، تقریبا چند دیقه دیگه I guess it’ll cost give or take 150000 euros گمونم تقریبا 150000 یورو آب بخوره

So to speak ۲۴ مهر ۱۴۰۲

So to speak

So to speak=In other words=so to say به بیان دیگر Ali is a doctor, so to speak he can treat patients علی یک پزشک است، بنابراین/به عبارت دیگر می تواند بیماران را درمان کند

Long story short ۲۳ مهر ۱۴۰۲

Long story short

Long story short خلاصه داستان/ مفید و مختصر گویی در زبان بریتیش برای اینکه مختصر گویی کنیم و بحث را خلاصه و مفید کنیم از این اصطلاح استفاده می کنیم. در انگلیسی آمریکایی برای این اصطلاح to make a long story short را استفاده می کنیم. to make a long story short