چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟

She’s full of beans. اون خیلی پرانرژیه It’s cheap as chips. خیلی ارزونه I’m as cool as a cucumber. من خیلی خونسردم I’m in a pickle. تو دردسر افتادم He’s a big cheese. اون آدم مهمیه. She’s a smart cookie. اون خیلی باهوشه  

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 35 از 111 - الفبای زبان
!I had a hunch ۰۱ مهر ۱۴۰۳

!I had a hunch

“I had a hunch” حسم میگه / یه حسی دارم که/ به دلم افتاده به معنای “من احساسی داشتم” است، این اصطلاح به معنای این است که شما به‌طور ناخودآگاه یا بدون دلیل قابل توضیحی احساسی یا باوری دارید. have a hunch I can’t explain it, I just have a hunch that Maggie’s pregnant نمیتونم […]

اصطلاح جالب to have the last laugh ۰۱ مهر ۱۴۰۳

اصطلاح جالب to have the last laugh

to have the last laugh در نهایت به پیروزی رسیدن/ روی کسی را کم کردن She was fired from the company last year, but she had the last laugh when she was hired by their main rival at twice the salary او سال گذشته از شرکت اخراج شد، اما در نهایت پیروز شد زمانی که […]

اصطلاح با من در نیفت! ۰۱ مهر ۱۴۰۳

اصطلاح با من در نیفت!

Don’t ever cross me با من در نیفت I apologize if my previous response was not clear. As an AI assistant, I am here to provide assistance and support, not to cross or disobey anyone. My purpose is to help you with any inquiries or tasks you may have. Please let me know how I […]

 چجوری به انگلیسی بگیم “سه سوت”؟ ۲۸ شهریور ۱۴۰۳

 چجوری به انگلیسی بگیم “سه سوت”؟

  1- In no time (at all) 2- Before you know it 3- As quick as a flash 4- in a jiffy 5- In two shakes of a lamb`s tail 6- In a Flash 7- in the blink of an eye 8-in a sec. 9- in a split second 10- in a heart beat 11- […]

اصطلاح Go pass به چه معناست؟ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳

اصطلاح Go pass به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Go pass به معنای “رد شدن از کنار کسی یا چیزی بدون توقف” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Pass without stopping  مثال:      She went pass me without saying hello او بدون اینکه سلام کند از کتارم رد شد.  

اصطلاح عبارتی kiss off به چه معناست؟ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳

اصطلاح عبارتی kiss off به چه معناست؟

‌   فعل عبارتی (phrasal verb) Kiss off به معنای “چیزی را بی اهمیت و ناچیز دانستن” هستش. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Consider something to be unimportant or inferior He kissed the criticism off او به انتقادات اهمیتی نداد

وقتی تو کارمون فضولی میکنن چی بگیم؟ ۲۴ شهریور ۱۴۰۳

وقتی تو کارمون فضولی میکنن چی بگیم؟

  No comment حرفی ندارم بزنم(نمیگم) Wait and see بعدا میفهمی I’m sorry،that’s personal متاسفم این یک مساله شخصیه It’s none of your business به تو ربطی نداره ?Why do you want to know چرا میخوای بدونی؟

اصطلاحاتی درباره غذا خوردن ۱۷ شهریور ۱۴۰۳

اصطلاحاتی درباره غذا خوردن

اصطلاح Face the music ۱۱ شهریور ۱۴۰۳

اصطلاح Face the music

Face the music منتظر عواقب کارت باش/ هر کی خربزه می خوره پای لرزش می شینه/ It means to “face reality” or to deal with the reality of the situation and accept all the consequences, good or bad (but mostly bad You know you didn’t study hard, so you’re going to have to face the […]

اصطلاح اسلنگ «فلان چیز حالمو گرفت» ۱۱ شهریور ۱۴۰۳

اصطلاح اسلنگ «فلان چیز حالمو گرفت»

bum someone out [US, slang] فلان چیز حالمو گرفت!/زد تو پَرم! syn=to make someone feel sad, annoyed or disappointed اصطلاح to bum someone out یعنی کسی رو ناراحت، ناامید و آزرده‌خاطر کردن ولی چون این اصطلاح تو دسته اسلنگ‌ها (slang) یا همون اصطلاحات خیلی عامیانه و کوچه‌بازاری قرار میگیره باید یه معادل خیلی عامیانه براش […]