اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 39 از 108 - الفبای زبان
اصطلاح  Go the extra mile ۱۷ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح Go the extra mile

Go the extra mile =extra effort این اصطلاح به معنی زیاد از حد از خود مایه گذاشتن/تلاش بیش از حد They really went the extra mile for dad and our family آنها برای پدر و خانواده شان خیلی از خود مایه گذاشتند The President vowed to go the extra mile for peace in the region […]

اصطلاح !I can’t make it ۱۷ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح !I can’t make it

I can’t make it نمی تونم بیام/ نمی تونم شرکت کنم ?are we going to the party tonight ما امشب به مهمونی می ریم؟ I’m sorry, I can’t make it متاسفم، نمی تونم بیام

اصطلاح raise a family ۱۷ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح raise a family

raise a family=to have and bring up children بچه دار شدن/ تشکیل خانواده دادن She raised a family before she went to college او قبل از اینکه به دانشگاه برود تشکیل خانواده داد

«بعدا‌ً معلوم میشه!» به انگلیسی چی میشه؟ ۱۷ تیر ۱۴۰۳

«بعدا‌ً معلوم میشه!» به انگلیسی چی میشه؟

That’s remains to be seen الان مشخص نیست بعدا معلوم میشه It remains to be seen whether or not she was lying بعدا معلوم میشه دروغ می گفت یا نه

اصطلاح !It’s a long shot ۱۶ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح !It’s a long shot

!It’s a long shot احتمالش خیلی کمه you look fishy مشکوک می زنی! Drop dead برو بمیر Give me a hand بهم کمک کن give me a ride منو برسان

go around in circles ۱۶ تیر ۱۴۰۳

go around in circles

go around in circles به دور خود چرخیدن/ درجا زدن/ The discussion kept going around in circles این بحث بدون هیچ نتیجه ای ادامه داشت

اصطلاح افشاگری و علنی کردن چیزی ۱۶ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح افشاگری و علنی کردن چیزی

blow the whistle on someone Pull the rug from under someone=to sell somebody down the river افشاگری/ علنی کردن چیزی He blew the whistle on the corruption in the company او فساد در شرکت را افشاگری کرد. They were fired from their jobs after blowing the whistle on the poor management of money in the […]

چند اصطلاح / به چه قیمتی؟ / شایعه شده! ۱۲ تیر ۱۴۰۳

چند اصطلاح / به چه قیمتی؟ / شایعه شده!

Speak of the devil چه حلال زاده I am appalled شوکه شدم a tiger can’t change his stripes توبه گرگ مرگه I’m on a diet رژیم دارم the grapevine دهن به دهن شدن یک خبر (شایعات و اخبار غیررسمی) The grapevine has it that گفته‌ها/شنیده‌ها از این حکایت دارند که . . . ?at what […]

۱۰ راه برای اینکه بگویید کسی/چیزی را دوست دارید ۱۱ تیر ۱۴۰۳

۱۰ راه برای اینکه بگویید کسی/چیزی را دوست دارید

 I’m into it بهش علاقه مندم I’m keen on it منو جذب میکنه I’m fond of it بهش علاقه مندم It appeals to me به من حال میده It’s to my liking دوسش میدارم I’m crazy about it دیوونشم I’m attached to it به من وصله، ازم جدا نمیشه I’m addicted to it بهش معتادم […]

اصطلاح «کنایه زدن/ تیکه انداختن» به انگلیسی ۱۱ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح «کنایه زدن/ تیکه انداختن» به انگلیسی

?Are you being sarcastic داری تیکه میندازی؟ / کنایه می زنی؟   sarcastic کنایه آمیز/ تیکه وار I tried to talk to him but he got really sarcastic and nasty with me سعی کردم با او صحبت کنم اما او با من بسیار طعنه آمیز و بد رفتار کرد I shall ignore your sarcastic tone […]