!back away from me
back away from (something/someone)= back out, crawfish, crawfish out, pull back دور شدن/ عقب نشینی کردن (معمولا از روی ترس) She saw that he had a gun and backed away او دید که او اسلحه دارد و عقب نشینی کرد The government has backed away from plans to increase taxes دولت از برنامه های افزایش […]
back in the saddle
back in the saddle به روال عادی برگشتن/ اوضاع تحت کنترله! saddle= زین اسب I started working out at the gym again and it feels great to be back in the saddle The chairman is back in the saddle after his heart attack
شاپور جورکش درگذشت
شاپور جورکش، شاعر، مترجم و منتقد ادبی در ۷۳ سالگی از دنیا رفت. محمد ولیزاده، نویسنده و ناشر با اعلام این خبر به ایسنا گفت: شاپور جورکش از ۱۰ روز پیش به علت مشکلات ریوی با هوشیاری پایین در بیمارستان نمازی شیراز بستری بود، اما از دو روز قبل وضعیتش بهتر شده بود به گونهای […]
?at school or in school
هر دوی این عبارت درست است منتهای باید بدانیم در چه موقعیتی باید از هرکدام استفاده کنیم.از عبارت at school وقتی که می خواهیم یک شمای کلی یا حالت فیزیکی راجع به حضور کسی یا چیزی که در جایی حضور دارد استفاده می کنیم، منظورمان حضور فرد در یک مکان کلی است . توضیح دیگری […]
Ask for advice
Take someone’s adviceپذیرفتن اندرز از شخصی Give a piece of adviceیک نصیحت کردن Any advice would be greatly appreciatedهرگونه مشاوره ای / پندی موجب امتنان خواهد بود I can’t afford to ignore someone’s adviceنمی توانم نصیحت…را نادیده بگیرم Welcome ALI’s advice on the matterاز مشاوره علی در این مورد استقبال می کنم Turn to Ali […]
Film genres
Action-اکشنMartial arts-هنرهای رزمیAdventure- فیلمهای ماجراجوییComedy-کمدی/ طنز Romantic comedy (Rom-com)-کمدی عاشقانهMockumentary-مستندنما/مستند دروغینDocumentary-مستندAnimation-انیمیشنBiographical-بیوگرافی /زندگینامهScience-fiction-علمی-تخیلیDrama-درام Historical drama- درام تاریخی
مترادف های all of a sudden
ناگهان=suddenlyبلافاصله=immediatelyآنی=instantaneouslyدر یک لحظه =in an instantفوراً =instantly=at once به یکباره =all at onceبی درنگ= promptlyناگهانی =abruptlyدر یک چشم به هم زدن-سریعاً=in a triceبه سرعت =swiftlyغیر منتظره = unexpectedlyبدون هشدار =without warningبدون اطلاع قبلی=without notice
Soft drink
Soft loanوام بی بهره Soft heartedدل نازک Soft drinkنوشیدنی غیرالکی Soft fruitمیوه بی هسته softball soft headed احمقانه software نرم افزار
پسوندهای فعل ساز
پسوندهای فعل ساز عبارتند از: en- en – er- ify -ate -ize whiten = white+en سفید کردن (white= سفید) flitter(flit)= flit+er بال زدن (flit= پرواز کردن) intensify=intense+ify تشدید می شود (intense = شدید، قوی) originate=origin+ate سرچشمه گرفتن (origin = ریشه، نسب) realize=real+ize فهمیدن/پی بردن (real = واقعی)
!Do time
Do time حبس/ زندانی کشیدن برای مدتی مثال: .He has been doing time in a federal penitentiary او مدتی را در یک زندان ندامتگاه فدرال گذرانده است. end up doing =end up doing something به آخر رسیدن کار یا چیزی/ آخر و عاقبت به چیزی ختم شدن مثال: I ended up doing all the work […]


















Friday, 31 July , 2026