درباره deny
به معنی تکذیب کردن،انکار کردن Deny باید با یک مفعول، یک that-clause یا یک فرم -ing دنبال شود. Deny + Gerund (V-ing) The man denied stealing the camera شکل دیگر به کارگیری Deny استفاده از that بعد از deny است. The man denied that he stole the cameraI’ve never denied that there is a housing […]
اصطلاحات و لغات مهم در فرودگاه
Check-in counterپیشخوان ورود Security checkpointقسمت بازرسی امنیتی Boarding gateگیت پرواز Baggage claimمحل تحویل بار Departure loungeسالن انتظار Customs declarationاظهارنامه گمرکی Flight announcementاطلاعیه پرواز Cabin crewخدمه کابین Baggage allowanceحدمجاز بار Connecting flightپرواز متصل کننده Flight delayتاخیر پرواز Baggage tagبرچسب بار و بنه Final boarding callاخرین اعلان پرواز Baggage carouselتسمه نقاله Duty-free shopفروشگاه بدون مالیات Electronic boarding […]
کتاب کمیاب هزاران پوند فروش رفت
یک نسخه چاپ اول کتاب «هابیت» که در یک حراجی خیریه پیدا شده بود، هزاران پوند فروخته شد. به گزارش الفبای زبان و به نقل از گاردین، یکی از نسخههای چاپ اول کتاب «هابیت» نوشته «جی آر آر تالکین» پس از اینکه در یک فروشگاه خیریه کشف شد، اخیرا به قیمت ۱۰,۰۰۰ پوند به فروش […]
اصطلاحات روزمره(75)/ Buzzkill
ضدحال! Such a buzzkill چه ضدحالی! He’s such a buzzkill=buzzkiller چه آدم ضدحالیه! اصطلاح مشابه: That’s a bummerعجب ضد حالی Start from scratchاز صفر شروع کردن To size up ارزیابی کردن Rat outچوغولی کردن، لو دادن، آدم فروشی کردن suck up to someoneپاچه خواری کردن
دو اصطلاح کاربردی (74)
We are doomed بدبخت شدیم! بیچاره شدیم Cut me some slack دست از سرم بردار، راحتم بگذار
اصطلاحات (73) !I’m easy
Mum’s the wordراز رو فاش نکن Fill me inمنو در جریات بزار I don’t get itمتوجه نمیشم،نفهمیدم I’m easyبرام فرقی نداره Count me inپایم I’m swampedخیلی سرم شلوغه
!Odds are
Odds are …احتمال داره که… The chances are, as in The odds are that they’ll serve turkey for Thanksgiving همانطور که شانس آن وجود دارد، احتمال دارد که آنها برای روز شکرگذاری بوقلمون سرو کنند !Odds are Glenn is deadاحتمال داره که گِلِن مرده باشه!
synonym for Me too
So Am IMe neitherSame hereDittoLikewise
!give or take
give or take = possibly a little more or less than the amount or time mentioned کم و بیش، تقریبا it’ll be ready at six, give or take a few minutesساعت شیش آمادست، تقریبا چند دیقه دیگه I guess it’ll cost give or take 150000 eurosگمونم تقریبا 150000 یورو آب بخوره
Abolish
to officially end or stop – Abolish :Do away with completely- put an end to به معنای لغو کردن- برداشته شدن – منسوخ کردن – ملغی اعلام کردن Examples : He is in favor of abolishing the death penalty او طرفدار لغو مجازات اعدام است government has abolished import quotas and slashed tariffs دولت او […]


















Thursday, 30 July , 2026