الفبای زبان, نویسنده در الفبای زبان - صفحه 233 از 375
جايگزيني واژه های پارسی ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

جايگزيني واژه های پارسی

به جای ابتدا ،بگو نخست به جای ابتدایی ترین، بگو ساده ترین به جای ابتلاء، بگو دچار به جای ابتکار، بگو نوآوری به جای ابدیت، بگو همیشگی به جای ابن سینا بگو پورِ سینا به جای اتباع ،بگو شهروندان به جای اتحاد، بگو همبستگی به جای اتفاق افتاد، بگو رخ داد به جای اتفاق افتادن، بگو رخ دادن به جای اتفاقات، بگو رویدادها به جای اجتناب، […]

Old habits die hard ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Old habits die hard

Old habits die hardترک عادت موجب مرض است He’s ill lookingبَد تیپه، دمده Don’t waste your breath بحث بیخودی نکن money’s tight اوضاع مالی خراب I’m a man of my word من سر حرفم هستم

اصطلاحات با cut ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

اصطلاحات با cut

Cut to the chase برو سر اصل مطلب Cut the crap مزخرف نگو what’s my cut? سهم من چقدره؟ Cut it out ول کن ، بس کن Cut corners میانبر زدن، ماست مالی کردن Cut down کم کردن، کاهش دادنCut up ریز ریز کردن Cut out  جدا کردن Cut in وسط حرف کسی پریدن Cut […]

فرق افعال , look, watch و see ۱۶ مرداد ۱۴۰۲

فرق افعال , look, watch و see

فرق افعال , look, watch و see از فعل see زمانی استفاده می کنیم که دیدن بطور طبیعی و بدون فکر کردن اتفاق می افتد. ?Do you see a yellow car outside I did not see the cake in the closet I opened the door, and I saw the newspaper outside از فعل look زمانی […]

May God bless him ۱۶ مرداد ۱۴۰۲

May God bless him

برای بیان جملاتی که حالت آرزو یا دعا دارند دراول جمله may یا might استفاده میکنیم. این دو واژه از افعال مدال /modal verbs هستند که در جمله امکان و توانایی انجام کاری را نشان می دهد. مثال:may GOD bless himخدا رحمتش کندmay GOD forgive himخدا ببخشدmay GOD kill himخدا بکشد او راmay GOD damn […]

A Bird of passage ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

A Bird of passage

آلاخون والاخون دربدر، خانه به دوش، آواره، سرگردان، ، A bird of a passage ‍  A person who dosed not stay long in one place a transient or migratory person a person who changes location a ​person who ​stays for only a ​short ​period of ​time in one ​place, ​job, etc.a transient or migratory person […]

چند واژه کاربردی (۸۳) ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی (۸۳)

deliveranceرهایی، رستگاری discretionبصیرت، احتیاط، حزم، نظر، رای، صلاحدید disengagementرهایی از قید یا تعهد، متارکه روابط emancipationآزادی، رهایی، رستگاری، رها سازی، تخلیص freedomآزادی، استقلال، معافیت، آسانی، روانی freedom liberationآزاد کردن، نجات libertyآزادی، اختیار، اجازه، فاعل مختاری liberty releaseرها کردن، رهتیی، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، spaceفرصت، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن

peregrination& Travel ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

peregrination& Travel

journeyسفر، مسافرت، سیاحت، سفر کردن passageگذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپری شدن، راهرو، گذرگاه peregrinationمسافرت دور، جهانگردی، safari سیاحت اکتشافی در آفریقا، سیاحت کردن travelسفر کردن مسافرت کردن، مسافرت، گردش،

اصطلاح dead ahead ۱۱ مرداد ۱۴۰۲

اصطلاح dead ahead

dead ahead=straight ahead=it’s directly in front پیش رو/درست در مقابل استفاده از واژه dead در این اصطلاح به معنای افراطی و حالت تاکیدی دارد.مثل حرکت کشتی که باید دقیق و درست باشد. Example:!The post office is dead ahead. Keep going and you can’t miss it اداره پست درست پیش رو است همین مسیر را پیش […]

fail miserably ۱۱ مرداد ۱۴۰۲

fail miserably

fail miserably=to fail very badly=suffer a misfortune=completely failed شکست مطلق/ بدبختی/ Your campaign for student council president has failed dismally if you only end up with one vote کمپین شما برای ریاست شورای دانش آموزی در صورتی که فقط یک رای داشته باشید، به طرز تاسف باری شکست خورده است