الفبای زبان, نویسنده در الفبای زبان - صفحه 239 از 375
اصطلاحRemain at your disposal ۲۸ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحRemain at your disposal

Remain at your disposal این اصطلاح بیشتر در ایمیل کاربرد دارد مثلا برای خدمات پس از فروش محصولی- به معنی در دسترس بودن “be available to answer any questions which you might have برخی اصطلاحات مشابه: to handon handat handat your fingertipsat your servicefree for useready for use

تفاوت  Between & Among ۲۸ تیر ۱۴۰۲

تفاوت Between & Among

between & among حرف اضافه between به معنی بین دو نفر یا دو چیز among بین چند نفر یا چند چیز بکار می رود sitting between John and Carol نشستن بین جان و کارول The office has two desks with a table between them دفتر دارای دو میز است که یک میز بین آنها قرار […]

چند اشتباهات رایج گرامری (3) ۲۸ تیر ۱۴۰۲

چند اشتباهات رایج گرامری (3)

جملات شرطی نوع اول در زبان انگلیسی به جملاتی گفته می‌شود که شرط آنها امکان‌پذیر و به واقعیت نزدیک است.جملات شرطی از دو بند یا clause تشکیل می‌شوند: if clause و main clause. If it rains, I’ll stay at home If it rains (if clause) I’ll stay at home. (main clause) So if you’ll just […]

چند اصطلاح انگلیسی (77) ۲۷ تیر ۱۴۰۲

چند اصطلاح انگلیسی (77)

(جل الخالق) Holy moly(تپل مپل) Roly poly(کوتوله موتوله) Humpty Dumpty(کوچولو موچولو) Itsy bitsy(گوگولی مگولی) Goochy goochy goo(عشقولی) lovey dovey(باشه حتما) Okey dokey(آبکی شلکی) Wishy washy(بخوای نخوای) Willy nilly(فس فس نکن) Don’t dilly dally

فعل marry ۲۷ تیر ۱۴۰۲

فعل marry

فعل marry حرف اضافه ندارد. به معنای ازدواج کردن. I want to marry my cousin می خواهم با دخترعمویم ازدواج کنم. I asked her to marry me ازش درخواست ازدواج کردم. فعل married to نیز به معنای ( ازدواج کردن با … ) می باشد. John got married to Alice جان با آلیس ازدواج کرد. […]

اصطلاحات و عبارات کاربردی (76) ۲۷ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحات و عبارات کاربردی (76)

No offence به دل نگیر None taken به دل نگرفتم chill outاستراحت کردن kick offشروع کردن back outکنار کشیدن Look forجستجو کردن Give upرها کردن، تسلیم شدن Gone upافزایش یافتن Put offبه تعویق انداختن What a pityچه حیف What a nerveچه پررو! What’s the useفایدش چیه؟ که چی؟ What a reliefآخیش، راحت شدم I’m around […]

I feel like + (verb-ing) ۲۷ تیر ۱۴۰۲

I feel like + (verb-ing)

از نظر معنایی feel like مشابه want و would like است. بنابراین از فعل like جدا است . این فعل به معنای تمایل به چیزی یا انجام کاری را نشان می دهد. Here you are expressing to someone something you would enjoy doing “I feel like having a snack” “I feel like talking” “I feel […]

Let alone ۲۷ تیر ۱۴۰۲

Let alone

چه برسه به این که=Let alone It is incredible that the 12-year-old managed to even reach the pedals, let alone drive the car باور نکردنی است که این نوجوان 12 ساله حتی توانسته است به پدال ها برسد، چه رسد به رانندگی با ماشین. He can’t boil water, let alone prepare a dinner for eight […]

اصطلاحات و لغات مهم هتل ۲۷ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحات و لغات مهم هتل

Book accommodations:رزرو اقامتگاه Check-in at the hotel:مراحل اتاق گرفتن Stay overnight:ماندن در شب Five-star hotel:هتل 5 ستاره Bed and breakfast:تعرفه هتل با صبحانه Boutique hotel:مهمان خانه اختصاصی و مدرن Check-out time:تایم تسویه حساب و تخلیه Hotel amenities:امکانات رفاهی هتل Room service:سرویس اتاق Single room:اتاق تک نفره Suite:اتاق مجلل هتل Complimentary breakfast:صبحانه رایگان Hotel receptionist:پذیرش هتل […]

تفاوت art و artistic در حالت های وصفی ۲۶ تیر ۱۴۰۲

تفاوت art و artistic در حالت های وصفی

کلمه artistic به مفهوم “نشان دادن مهارت یا قوه تخیل یک هنرمند” است و به معنی هنری. Both my parents were highly imaginative and artistic این کلمه همچنین بیانگر ارتباط با هنر یا هنرمند است. His paintings have little artistic merit کلمه art چنانچه قبل از اسمی دیگر بکار رود و نقش وصفی داشته باشد، […]