peregrination& Travel
journeyسفر، مسافرت، سیاحت، سفر کردن passageگذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپری شدن، راهرو، گذرگاه peregrinationمسافرت دور، جهانگردی، safari سیاحت اکتشافی در آفریقا، سیاحت کردن travelسفر کردن مسافرت کردن، مسافرت، گردش،
عبارت divulge
divulge= make known=betray=reveal فاش کردن/ خیانت در امانت کردن/افشا ساختن The CEO refused to divulge how much she earned. مدیرعامل از افشای میزان درآمد او خودداری کرد.
اصطلاح dead ahead
dead ahead=straight ahead=it’s directly in front پیش رو/درست در مقابل استفاده از واژه dead در این اصطلاح به معنای افراطی و حالت تاکیدی دارد.مثل حرکت کشتی که باید دقیق و درست باشد. Example:!The post office is dead ahead. Keep going and you can’t miss it اداره پست درست پیش رو است همین مسیر را پیش […]
fail miserably
fail miserably=to fail very badly=suffer a misfortune=completely failed شکست مطلق/ بدبختی/ Your campaign for student council president has failed dismally if you only end up with one vote کمپین شما برای ریاست شورای دانش آموزی در صورتی که فقط یک رای داشته باشید، به طرز تاسف باری شکست خورده است
I’m a night owl
I’m a night owlمن شب زنده دارم. night bird, nighthawk= night owl I’m an early birdمن سحرخیزم. ?Do I have toآیا مجبورم؟ ?Can I help youآیا میتوانم کمک تان کنم؟ ?How are things goingاوضاع چطور پیش می رود؟ ?Any thing elseآیا چیز دیگری مدنظر دارید؟ ?Are you kiddingشوخی می کنی؟
داستان Special Olympics
...A few years ago at the Seattle Special Olympics
عبارات ruthless & pushy
pushy= brash=ambitious مصمم برای انجام کاری/ جاه طلب/سختگیر I used to be very pushy about my views on food من قبلاً در مورد دیدگاهم درباره غذا بسیار سختگیر بودم. ruthless هدفمند/ کسی که می داند چه می خواهد/ظالم He has a ruthless determination to succeed او عزم ظالمانه ای برای موفقیت دارد
Friday, 28 February , 2025