حضور ایران با بیش از ۶۰۰ عنوان کتاب در استانبول
خانه کتاب و ادبیات ایران با بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب به زبان ترکی و ۴۰۰ عنوان کتاب به زبان فارسی و انگلیسی با موضوعهای مختلف در چهلمین نمایشگاه بینالمللی کتاب استانبول حضور پیدا کرد. به گزارش الفبای زبان از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، چهلمین نمایشگاه بینالمللی کتاب استانبول شنبه- ششم آبان […]
گلعلی بابایی دبیر شانزدهمین جایزه ادبی جلال شد
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی حکمی گلعلی بابایی را به عنوان دبیر علمی شانزدهمین دوره «جایزه ادبی جلال آلاحمد» منصوب کرد. به گزارش الفبای زبان از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در متن حکم محمدمهدی اسماعیلی خطاب به گلعلی بابایی آمده است: «نظر به پیشنهاد معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد […]
I’m on to you + دو اصطلاح دیگر
I’m done talking دیگه حرفی ندارم As far as it goes تا حدودی I’m on to you آمار تو دارم
I’m speechless + دو اصطلاح دیگر
I’m speechless زبانم بند آمده The choice is yours انتخاب با توئه I’m not convinced متقاعد نشدم
تفاوت کلمات annoyed و disturbed
برای بیان حالت احساسی شخصی که از مسئله ای شوکه شده است؛ از صفت های disturbed, upset, distressed, offended استفاده می کنیم. He was disturbed to see the harsh behavior of the parents toward those children چنانچه هدف بیان کیفیت شوکه کننده در مورد چیزی باشد؛ از صفت های disturbing, upsetting, distressing و offensive استفاده […]
Fall behind
Fall behind = Get behind=To lag, to fail to keep up عقب افتادن، عقب ماندن Eve fell behind in her studies and finally had to drop out of school ایو در درسهایش عقب افتاد و سرانجام مجبور شد ترک تحصیل کند If you get behind in your car payments, the finance company may repossess it […]
همایندهای کلمه “Pay”
همایندهای کلمه “Pay” Pay attentionتوجه کردن Pay a complimentتعریف و تمجید از کسی Pay your respectادای احترام کردن Pay a fineپرداخت جریمه Pay a billپرداخت قبض یا صورت حساب Pay in cashپرداخت نقدی Pay by credit cardپرداخت با کارت اعتباری
اشتباه رایج Capable vs Able
کلمهی capable با ساختار زیر بکار میرود: capable of (doing) sth She is quite capable of passing the exam, provided that she does some workاو بشرط اینکه کمی کار کند، قادر به پاس کردن امتحان است. The poison was capable of killing an elephant in five minutesزهر مىتوانست در پنج دقيقه یک فيل را بكشد. […]
اصطلاح Tea time
اصطلاح اسلنگ tea time به معنی وقت غیبت یا وقت گپ و گفت خودمانی هم استفاده می شود. It’s tea time=slip the tea=gossip وقت غیبته/ صحبت ها(غیبت ها) رو بریز وسط
سه اصطلاح کاربردی
It’s not rocket science آپولو نیم خوای هوا کنی! It’s like talking to a brick wall انگار دارم با دیوار حرف می زنم !the pot calling the kettle black دیگ به دیگ می گه روت سیاه
















Friday, 31 July , 2026