Draw a line in a sand معنی اول :حد و مرز تعیین کردن برای , خط قرمز تعیین کردن، موضعی قاطع داشتن   It was time to draw a line in the sand, forget the past, and work together.  وقتشه که بیایم حد و حدود تعیین کنیم و گدشته را فراموش کنیم و با هم […]

Draw a line in a sand

معنی اول :حد و مرز تعیین کردن برای , خط قرمز تعیین کردن، موضعی قاطع داشتن

 

It was time to draw a line in the sand, forget the past, and work together.

 وقتشه که بیایم حد و حدود تعیین کنیم و گدشته را فراموش کنیم و با هم کار کنیم

 mayor drew a line in the sand when she refused to raise taxes on the citizens.

شهردار با خودداری از افزایش مالیات شهروندان، موضعی قاطع و تغییرناپذیر اتخاذ کرد.