Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارت‌های جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانش‌آموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]

Enthusiastic
معنی: مشتاق، پرشور
مثال:
She was enthusiastic about learning new skills.
او برای یادگیری مهارت‌های جدید مشتاق بود.

Motivated
معنی: باانگیزه
مثال:
The students are highly motivated to succeed.
دانش‌آموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند.

After a while
معنی: بعد از مدتی
مثال:
After a while, he started to enjoy the class.
بعد از مدتی، او شروع کرد از کلاس لذت بردن.