بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - صفحه 75 از 99 - الفبای زبان
پسوند اسم ساز «t» ۰۸ مهر ۱۴۰۲

پسوند اسم ساز «t»

verb + (t) —-> noun weigh————> weightوزن داشتن(کردن)——–> وزن think———-> thoughtفکر کردن————-> فکر fly————> flightپرواز کردن——–>پرواز receive———> receiptدریافت کردن——> رسید(قبض) produce——–> product تولید کردن———> محصول complain———-> complaint شکایت کردن——–> شکایت see —————-> sight دیدن ————-> بینایی join —————> joint وصل کردن ———–> مفصل

جملات کاربردی با “Over” ۰۵ مهر ۱۴۰۲

جملات کاربردی با “Over”

Over to youنوبت توعه. Over and over!دوباره و دوباره! Over and above!علاوه بر! All over again!دوباره از اول! All over something!در سرتاسر چیزی! I can’t get over!تو کتم نمی‌ره! Come over!ملاقات کسی در خانه خودش

تفاوت advantage و merit ۰۵ مهر ۱۴۰۲

تفاوت advantage و merit

کلمه advantage به چیزی اشاره می کند که شما را در جایگاه بهتری نسبت به دیگران قرار می دهد.صرفا زمان مقایسه یک چیز با یک چیز مد نظر است. A healthier lifestyle is one of the advantages of living in the country سبک زندگی سالم یکی از مزایای زندگی در کشور است The advantage of […]

عبارتهای جایگزین  …I think ۰۴ مهر ۱۴۰۲

عبارتهای جایگزین …I think

عباراتی که می‌توانند جایگزین ” …I think” باشند: In my opinion In my idea If you ask me It seems to me that I consider To my way of thinking,…. As I see it, … The way I see things is that… I reckon

درکت می کنم ۰۳ مهر ۱۴۰۲

درکت می کنم

I feel you I got you I understand you

واژه Half-wit ۰۱ مهر ۱۴۰۲

واژه Half-wit

Stupid كند ذهن / گیج Dumb کودن Dope خنگ Fool نادان Brainless بی مغز Idiot احمق Moron کم عقل Half-wit ابله Mindless بی فکر

واژه easygoing ۰۱ مهر ۱۴۰۲

واژه easygoing

easygoing=relaxed and tolerant in attitude or manner آدمی که بی خیاله/ زود ناراحت نمیشه/ He was easygoing and goodnatured او آدم بی خیال و خوش اخلاقی بود

چند واژه مرتبط (93) ۲۸ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه مرتبط (93)

گربه=cat کینه ای=catty ماهی=fish مشکوک=fishy بینی=nose فضول=nosy کلاس=class باکلاس=classy

…I shouldn’t have ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

…I shouldn’t have

I shouldn’t have….. من نباید باهاش ازدواج میکردمI shouldn’t have got married to him من نباید بهش میگفتمI shouldn’t have told him من نباید بهش کمک میکردمI shouldn’t have helped him من نباید بهش فکر میکردمI shouldn’t have thought about him من نباید میدیدمشI shouldn’t have seen him

افعال دو قسمتی (2) ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

افعال دو قسمتی (2)

set outشروع به کار کردن put offبه تاخیر انداختن back upپشتیبانی pass awayفوت شدن fall downفرو ریختن call offکنسل کردن