بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - الفبای زبان
یکی از کاربردهای انحصاری while ۰۲ بهمن ۱۴۰۴

یکی از کاربردهای انحصاری while

نشان دادن تضاد بین دو ایده یا شرایط با استفاده از while یکی از کاربردهای انحصاری while استفاده از آن برای نشان دادن تضاد بین دو شرایط یا ایده است. زمانی که از این کاربرد while استفاده می کنیم فارغ از اینکه while در ابتدای جمله باشد یا وسط جمله، همواره باید دو طرف را […]

اصطلاحات ضروری آیلتس ۰۲ بهمن ۱۴۰۴

اصطلاحات ضروری آیلتس

تهیه و تنظیم:زهرا کلاته عربی/ 1-A penny for your thoughts 1-در سرت (ذهنت) چه می گذرد: این اصطلاح زمانی کابرد دارد که فردی بسیار ساکت است و می خواهید بدانید در ذهنش چه می گذرد. مثال: آن ها چند دقیقه ساکت نشسته بودند، در نهایت نگاهی به او کرد و گفت: “والتر در سرت چه […]

اصطلاح Keep me informed ۰۲ آذر ۱۴۰۴

اصطلاح Keep me informed

Let me know / Keep me informed=keep me up to date بهم خبر بدین/ بهم اطلاع بدید We will make sure to keep everyone informed of any new developments in the project ما مطمئن خواهیم شد که همه را از هرگونه پیشرفت جدید در پروژه مطلع خواهیم کرد

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟ ۲۴ آبان ۱۴۰۴

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟

Homebody=One whose interests center on the home   معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیت‌های بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح می‌ده.   Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود   I’ll […]

تفاوت افعال oversee و overlook ۱۷ آبان ۱۴۰۴

تفاوت افعال oversee و overlook

تفاوت افعال oversee و overlook فعل overlook به معنی “غفلت کردن” و “چشم پوشی کردن” است. .It is believed that accident happened because a number of safety checks were overlooked اعتقاد بر این است که تصادف به دلیل غفلت کردن تعدادی از بررسی های ایمنی رخ داده است. فعل oversee به معنی “نظارت کردن” است. […]

اصطلاح «Getting cold feet» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Getting cold feet»

Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]

صفت های متضاد در انگلیسی ۱۳ آبان ۱۴۰۴

صفت های متضاد در انگلیسی

صفت های متضاد در انگلیسی  Same = همانند Different = متفاوت  Clean = تمیز Dirty = کثیف  Dry =خشک Wet = خیس  Far = دور Near = نزدیک  Alive = زنده Dead = مرده  Best = بهترین Worst = بدترین  Bitter = تلخ Sweet = شیرین Calm = آرام Nervous = عصبی

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه» ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه»

The grass is greener on the other side other people always seem to be in a better situation than you, although they may not be این اصطلاح به این اشره دارد که اغلب دارایی دیگران از دارایی خود فرد، جذاب‌تر و بهتر به نظر می‌رسد/ اصطلاح خودمانی مرغ همسایه غاز است. Our bookkeeper always imagined […]

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟

cast a spell=to use magic to male something happen جادو کردن-طلسم کردن Merlin waved his magic wand and cast a spell مرلین عصای جادویش را تکان داد و طلسم کرد

تفاوت So many & Only so many ۱۰ آبان ۱۴۰۴

تفاوت So many & Only so many

So many means a lot=مقدار زیاد Only so many/much means a few= only a limited quantity of something=فقط تا حدی یا فقط تا یک حدودی/محدود مثال: I have so many pens I have only so many pens or I only have so many pens There’s only so much that anybody’s brain can handle at any […]