بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - صفحه 41 از 99 - الفبای زبان
فعل عبارتی «fall over» ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

فعل عبارتی «fall over»

fall over=they fall to the ground فروافتادن، (ناگهان) افتادن، نقش برزمین شدن  My little girl was running along when she fell over, so I picked her up and gave her a hug دختر کوچولوی من در حال دویدن بود که افتاد، بنابراین او را بلند کردم و بغلش کردم Be careful when you’re walking in […]

چند اصطلاح انگلیسی بامزه (109) ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح انگلیسی بامزه (109)

(جل الخالق) Holy moly (تپل مپل) Roly poly (کوتوله موتوله) Humpty Dumpty (کوچولو موچولو) Itsy bitsy (گوگولی مگولی) Goochy goochy goo (هوای دونفره) lovey dovey weather (باشه حتما) Okey dokey (آبکی شلکی) Wishy washy (یهویی، بخوای نخوای) Willy nilly (فس فس نکن) Don’t dilly dally

اصطلاح «ignorance is bliss» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «ignorance is bliss»

 ignorance is bliss این اصطلاح اشاره دارد به ضرب المثل معروف خودمان دارد که می گوید «بی خبری خوش خبری»/بیانگر آرامشی که افراد ناآگاه دارند He never keeps up with the news or cares about the troubles in the world because he believes that ignorance is bliss او هرگز با اخبار همراه نیست و به […]

درباره فعل «to revive» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

درباره فعل «to revive»

to revive=restore to life or consciousness احیاء کردن/ زنده کردن/ دوباره خلق کردن synonyms= animate, quicken, reanimate, recreate The economy is beginning to revive اقتصاد شروع به احیاء شدن کرده. an attempt to revive steel industry  مثال تلاش برای احیای صنعت فولاد The doctors could revive him دکتر ها تونستند احیاش کنند

کلمه هایی که همیشه با «have» می آیند ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

کلمه هایی که همیشه با «have» می آیند

کلمه هایی که همیشه با “have” می آیند :  Have a bath Have a drink Have a good time Have a haircut Have a holiday Have a problem Have a relationship Have a rest Have lunch Have sympathy حمام کردن نوشیدن (یه نوشیدنی) اوقات خوشی داشتن کوتاه کردن مو تعطیلات رفتن مشکل داشتن رابطه داشتن […]

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger

He doesn’t lift a finger  دست به سیاه وسفید نمی زنه Put it down to your experience بزار به حساب تجربه ات kick a habit  ترک کردن عادت I saw a saw that saw a saw  من دیدم که ارّه ای، ارّه ای را اره کرد. (دست بالای دست بسیار است)

 اصطلاح See eye to eye ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اصطلاح See eye to eye

 اصطلاح See eye to eye توافق نظر داشتن تفاهم داشتن  My cousin and I don’t see eye to eye about our children’s education من و پسرخاله‌م در مورد تحصیلات بچه هامون باهم موافق نیستیم.  The boss and I don’t always see eye to eye من و رییس همیشه باهم موافق نیستیم.  They finally saw eye […]

لغات با ریشه «vis & vid» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

لغات با ریشه «vis & vid»

ریشه “vis یا vid” در معنای “دیدن” است.نمونه لغات بیشتر با این ریشه: Video ویدئو  Visa روادید  Visible قابل رویت  Visitor بازدید کننده  Vision بینش، بصیرت  Envision تجسم کردن، در نظر گرفتن  Revision بازنگری، اصلاح  Visual بصری  Vis-a-vis چشم تو چشم Invisible غیر قابل رویت  Evident واضح ، مشهود Vista چشم انداز  Provide از قبل […]

اصطلاح «Storm in a teacup» ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «Storm in a teacup»

Storm in a teacup (UK idiom) عصبانیت یا واکنش شدید نسبت به مسئله‌ای بی‌اهمیت نگرانی یا ناراحتی شدید نسبت به مسئله‌ای بی‌اهمیت/خشم یا هیجان شدید در مورد یک موضوع بی اهمیت. A small event that has been exaggerated out of proportion The whole controversy turned out to be a storm in a teacup تمام بحث […]

عبارت « bad omen» به چه معناست؟ ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

عبارت « bad omen» به چه معناست؟

 bad omen بدشگون، بد یمن A sign, either real or imagined, of ill fortune or catastrophe in the future It was a bad omen when my girlfriend broke up with me the day before my final exams زمانی که دوست دخترم یک روز قبل از امتحانات پایان ترم از من جدا شد، برام بد شگون […]