بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - صفحه 39 از 99 - الفبای زبان
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (42) ۱۲ خرداد ۱۴۰۳

جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (42)

you will outgrow a lot of people once you start doing what’s best for you وقتی شروع به انجام بهترین کار برای خود کنید، از افراد زیادی پیشی خواهید گرفت. One day you will find someone that chooses you and continues to choose you everyday, and that’s when you will be thankful for everything that […]

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما ۱۲ خرداد ۱۴۰۳

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما

?Can i have a pillow   میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket   میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones   میتونم یه هدفون داشته باشم؟  ?could i have some water   میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟  ?Could i have some extra napkins   میشه […]

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out» ۰۹ خرداد ۱۴۰۳

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out»

Look for=Try to find فعل عبارتی (phrasal verb) Look for به معنای دنبال (چیزی یا کسی) گشتن/پیش بینی کردن، نگران بودن    I’ve been LOOKING FOR all their hidden files, but I can’t find them anywhere من در جستجوی همه پرونده های مخفی آنها هستم، اما آنها را در هیچ جایی پیدا نمی کنم. Pass […]

واژه «versatile» ۰۵ خرداد ۱۴۰۳

واژه «versatile»

versatile=able to do many different things or to adjust to new conditions چندکاره چندمنظوره، چندکاربردی، همه فن حریف، زیرک، متحرک، روان، همه کاره، تطبیق پذیر He was a versatile guitarist, and recorded with many leading rock bands او یک گیتاریست همه فن حریف بود و با بسیاری از گروه های موسیقی پیشرو راک ضبط کرد […]

واژه خودسِتایی +2 واژه دیگر ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه خودسِتایی +2 واژه دیگر

hackles سیخ شدن موهای بدن(از ترس یا خطر) synonyms: dander choler anger irritability the dog continued to growl, its hackles raised سگ به غر زدن ادامه داد، موهای تنش سیخ شد lucent= softly bright or radiant تابناک، روشن و شفاف :synonyms aglow lambent luminous bright   the moon was lucent in the background ماه در […]

اصطلاح «cushy job» برای تنبل هاست؟ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «cushy job» برای تنبل هاست؟

cushy job=A job that is easy یک اصطلاح اسلنگ به معنی: کار راحت / بی دغدغه و آسان cushy job or life is very easy and does not need much effort شغل یا زندگی دلپذیر بسیار آسان است و نیاز به تلاش زیادی ندارد خود واژه Cushy مد نظر ماست که به معنای بی درد […]

واژه «Phlegmatic»+ مترادف ها ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه «Phlegmatic»+ مترادف ها

phlegmatic=showing little emotion بی عرضه، بی تفاوت، شخص خونسرد وبی رگ، شخصیت بلغمی :synonyms for phlegmatic apathetic  impassive stoic and stolid He is also phlegmatic on the subject of his dealings with Hollywood او همچنین نسبت به موضوع برخوردش با هالیوود خیلی خونسرد است It’s almost unbelievably fitting that these supremely phlegmatic men live in […]

واژه «Careen» ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه «Careen»

careen =move headlong at high speed این واژه دو معنی دارد یک یبه معنای دیوانه وار رانندگی کردن/ با سرعت راندن/خارج از کنترل دیگری به معنای کشتی را روی ساحل به پهلو خواباندن یا کج کردن چیزی the train careened out of control قطار با سرعت زیادی که داشت از کنترل خارج شد High waves […]

واژه ای برای «وادار کردن/موظف بودن» ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه ای برای «وادار کردن/موظف بودن»

oblige=make someone legally or morally bound to an action or course of action مجبور کردن/ وادار ساختن اخلاقی یا قانونی/موظف بدون طبق قانون Her job obliges her to work overtime and on weekends شغل او او را مجبور می کند که اضافه کاری و در آخر هفته ها کار کند They asked for food and […]

واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن» ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
?Titanic history/Why didn't she Capsize

واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن»

capsize=overturn accidentally این واژه به معنی واژگون/سرنگون/غرق شدن وسایل موتوری مثل ماشین و کشتی و غیره است. to capsize (verb) واژگون/ سرنگون/غرق کردن / زیرو رو کردن/نابود شدن نکته: to capsize به عنوان فعل هم می تواند با حرف اضافه و هم بدون حرف اضافه در جمله استفاده شود. مثالها:   ?do you know what […]