اصطلاح «Know the ropes»
Know the ropes/ learn the ropes چم و خم كاري رو بلد بودن/ ياد گرفتن A: I’m new on this job. I need to learn the ropes B: Your supervisor is very experienced. He knows all the ropes. He can teach you everything
درباره «Get a rise out of»
Get a rise out of To provoke a response from زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمیتونی از من حرف بکشی. I […]
معنی اصطلاح «the big picture»
the big picture=the situation as a whole تصویر کلی /نمای کلی/دورنما he’s so involved in the minutiae that he often overlooks the big picture او آنقدر درگیر جزئیات است که اغلب وضعیت کلی را نادیده می گیرد We need to look at the big picture before we can work out specific details قبل از اینکه […]
نکته مهمی درباره واژه «Rare»
برای چیزهایی که تعداد کمی از آنها وجود دارد از کلمهی rare استفاده میشود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویدادهایی که خیلی کم رخ میدهند هم از کلمهی rare استفاده میشود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]
یک ساختار عالی با «leading cause of»
leading cause of علت اصلی 1️⃣Smoking is leading cause of death in many countries سیگار کشیدن دلیل اصلی مرگ ومیر در بسیاری از کشورها است.
یکی از کاربردهای انحصاری while
نشان دادن تضاد بین دو ایده یا شرایط با استفاده از while یکی از کاربردهای انحصاری while استفاده از آن برای نشان دادن تضاد بین دو شرایط یا ایده است. زمانی که از این کاربرد while استفاده می کنیم فارغ از اینکه while در ابتدای جمله باشد یا وسط جمله، همواره باید دو طرف را […]
اصطلاحات ضروری آیلتس
تهیه و تنظیم:زهرا کلاته عربی/ 1-A penny for your thoughts 1-در سرت (ذهنت) چه می گذرد: این اصطلاح زمانی کابرد دارد که فردی بسیار ساکت است و می خواهید بدانید در ذهنش چه می گذرد. مثال: آن ها چند دقیقه ساکت نشسته بودند، در نهایت نگاهی به او کرد و گفت: “والتر در سرت چه […]
اصطلاح Keep me informed
Let me know / Keep me informed=keep me up to date بهم خبر بدین/ بهم اطلاع بدید We will make sure to keep everyone informed of any new developments in the project ما مطمئن خواهیم شد که همه را از هرگونه پیشرفت جدید در پروژه مطلع خواهیم کرد
به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟
Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیتهای بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح میده. Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود I’ll […]
تفاوت افعال oversee و overlook
تفاوت افعال oversee و overlook فعل overlook به معنی “غفلت کردن” و “چشم پوشی کردن” است. .It is believed that accident happened because a number of safety checks were overlooked اعتقاد بر این است که تصادف به دلیل غفلت کردن تعدادی از بررسی های ایمنی رخ داده است. فعل oversee به معنی “نظارت کردن” است. […]








Thursday, 24 September , 2026