چند عبارت با How
وقتی how با صفت بیاد معنی «چه» می دهد How cute چه بامزه How strange چه عجیب How fast چه سریع How boring چه کسل کننده How amazing چه شگفت انگیز How sweet چه شیرین How bitter چه تلخ
چند عبارت کاربردی با Nature
Nature calls دسشویی دارم By nature به طور طبیعی /ذاتا She is kind by nature او ذاتا مهربونه She is mean by nature او ذاتا بدجنسه She is patient by nature او ذاتا صبوره
چند اصطلاح رایج در سوشال مدیا
Drama Queen ننه من غریبم بازی درآوردن، کولی بازی underage زیر سن قانونی Hating همون هیت دادن یا ابراز تنفر Gossip غیبت کردن، چُغُلی کردن Creepy چندش آور Pick Me دنبال جلب توجه Cyberbully دست انداختن و تمسخر افراد در مجازی Judge قضاوت کردن Fact حقیقت Toxic سَمّی، کسی که رفتار نرمالی نداره Cute بانمک، […]
اصطلاح فوق جالب «raise the roof»
raise the roof=hit the roof=make or cause someone else to make a great deal of noise, especially through cheering اصطلاح خانه رو سرش گذاشته بود از فریاد/ غوغا به پا کردن(از سر خشم یا خوشحالی)/سقف را ترکاندن ( از سروصدای زیاد ) از صدای موزیک یا فریاد when I finally scored the fans raised the […]
مترادف های «For example»
برای بیان مثال و نمونه می توانید از عبارات زیر استفاده کنید. For example For instance such as In other words as like that is namely To illustrate To paraphrase
برخی اختصارات در تکست ها
😀lol=غش کردم ازخنده 🙏thx=ممنون 🙂btw=راستی 😌jk=شوخی کردم 🤔fyi=محض اطلاع شما 🖐brb=فورابرمیگردم. 🙏tgif=خداروشکرجمعس. 🙋ttyl=دوباره باهات حرف میزنم 👨❤️💋👨Best Friends For ever =bff=برای همیشه دوستان خوبی باشیم GM: Good Morning GN: Good Night SD: Sweet Dreams TC: Take Care TP: Time Pass ICU: I see you CICU: Can I Call You? TTYL: Talk To You Later […]
چند اصطلاح کاربردی / «It’s growing on me» به چه معناست؟
hit the wrong way چیزی که به بدن ما نمی سازه milk hit me the wrong way شیر بهم نمی سازه ?you want to piece of me چته بات من دعوا داری؟ It’s growing on me داره کم کم ازش خوشم میاد
اصطلاحات پرکاربرد با فعل take
take part in شرکت کردن در take place اتفاق افتادن take apart جدا کردن take pleasure لذت بردن از take a breath نفس کشیدن take pride in افتخار کردن به take a test امتحان دادن take notice توجه کردن take into account مد نظر قرار دادن take advice نصیحت کردن take time طول کشیدن take […]
معانی فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
عبارت «across from»
across from بهمعنی «روبهرویِ» یا «مقابلِ» است. A woman was sitting across from me on the train در قطار زنی روبهروی من نشسته بود. ▫Our house is across from the post office خانهی ما مقابلِ ادارهی پست است. برای اینکه نشان دهیم چه چیز فاصله انداخته است میان دو مکان یا …، لازم است بین […]







Thursday, 24 September , 2026