تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
ساختار گرامری The more,…the more
The more…, the more… Used to show that as one thing changes, another thing changes too. هرچه …، بیشتر … The more you practice, the more confident you become. هرچه بیشتر تمرین کنی، بااعتمادبهنفستر میشوی. Structure: The more + subject + verb, the more + subject + verb
اصطلاح “Go the extra mile ” به چه معناست؟
Go the extra mile Meaning: To make more effort than is expected or required بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / سنگ تمام گذاشتن She always goes the extra mile to help her customers. او همیشه برای کمک به مشتریانش سنگ تمام میگذارد.
چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی
A lot is going on کلی اتفاق در حال افتادن است Who would’ve thought? کی فکرشو می کرد؟ Who would’ve thought he’s become famous? کی فکرشو می کرد اون معروف بشه؟ So called به اصلاح
چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه(۱۲۳)
Hi, how’s it going? سلام، اوضاع چطوره؟ How have you been? حالت چطور بوده؟ (بعد از مدتی ندیدن) What have you been up to? این مدت مشغول چی بودی؟ Is this your first time here? اولین باره اینجایی؟ Where are you from originally? اصالتاً اهل کجایی؟ What do you do for a living? شغلت چیه؟ […]
4 لغت درباره سلامتی و ورزش
Topic: Health & Fitness 1. Stamina معنی: استقامت، بنیه بدنی مثال: Running regularly improves your stamina. دویدن منظم استقامت بدنی را افزایش میدهد. 2. Balanced معنی: متعادل مثال: A balanced diet is important for good health. رژیم غذایی متعادل برای سلامتی مهم است. 3. Recover معنی: بهبود یافتن، ریکاوری کردن مثال: It took him […]
اصطلاح «It’s not my cup of tea»
It’s not my cup of tea باب میلم نیست She is the apple of my eye نور چشم منه
اصطلاح bad temper
He became bad-tempered and we argued constantly
«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد
ابراهیم حسنبیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسنبیگی در این کتاب روایتی بیپرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]
اصطلاح «Hang up» به چه معناست؟
Hang up فعل عبارتی (phrasal verb) Hang up به معنای “قطع کردن تماس تلفنی” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: end a phone call مثال: He didn’t say goodbye before he hung up او قبل از اینکه تلفن را قطع کند خداحافظی نکرد.





Monday, 27 July , 2026