بایگانی‌های اصطلاحات کاربردی - صفحه 3 از 3 - الفبای زبان
اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی” ۳۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی”

On the same wavelength Meaning: to understand each other easily / to think the same way  معنی: با هم هماهنگ بودن، تفاهم داشتن، سریع همدیگه رو فهمیدن مثال: We work so well together because we’re on the same wavelength. خیلی خوب با هم کار می‌کنیم چون تفاهم داریم و همدیگه رو می‌فهمیم.

اصطلاح ” Jump the gun” به چه مفهوم است؟ ۲۹ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح ” Jump the gun” به چه مفهوم است؟

Jump the gun عجله کردن / زودتر از موقع دست به کار شدن He jumped the gun and announced the news before it was confirmed. اون عجله کرد و خبر رو قبل از قطعی شدن اعلام کرد.

2اصطلاح /”shed light on” به چه مفهوم است؟ ۲۸ تیر ۱۴۰۵

2اصطلاح /”shed light on” به چه مفهوم است؟

 Shed light on معنی: روشن کردنِ موضوع / شفاف‌سازی کردن This study sheds light on the relationship between stress and memory. این پژوهش رابطه بین استرس و حافظه را روشن‌تر می‌کند. Draw a conclusion معنی: نتیجه‌گیری کردن / به نتیجه رسیدن Based on the data, we can draw a conclusion about the effectiveness of the […]

اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟ ۲۸ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟

Little did I know … «نمی‌دونستم که…» ولی رسمی و تأکیدی بگی، می‌تونی از این ساختار استفاده کنی: Little + auxiliary + subject + verb مثال: Little did I know that he was lying. نمی‌دانستم که او دروغ می‌گفت. Little did she realize the truth. اصلاً متوجه حقیقت نشد.  نکته مهم: (نادرست) Little I knew… […]

اصطلاح “I didn’t get around to” به چه معناست؟ ۱۶ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “I didn’t get around to” به چه معناست؟

I didn’t get around to فرصت نکردم I didn’t get around to cleaning my room. فرصت نکردم اتاقمو تمیز کنم. I didn’t get around to replying to your message. فرصت نکردم به پیامت جواب بدم I didn’t get around to going to the supermarket. فرصت نکردم برم سوپر مارکت didn’t get around to paying the […]

اصطلاح I beg to differ ۲۱ اسفند ۱۴۰۳

اصطلاح I beg to differ

this job is demanding این کار پر زحمتی است I don’t have the heart دلشو ندارم I beg to differ مخالفم، باهات موافق و هم عقیده نیستم keep an open mind پیش داوری نکن، قضاوت ممنوع

اصطلاح !Wise up ۰۸ آبان ۱۴۰۳

اصطلاح !Wise up

Wise up=become alert to or aware of something سر عقل بیا/ به خودت بیا It’s time to wise up and tell those around you that enough is enough وقت آن است که به خودت بیای و به اطرافیانتان بگویی که دیگر بس است

چند اصطلاح کاربردی(۸۲) ۲۱ مرداد ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی(۸۲)

it’s gross چندش آوره ?What do you take me for تو منو چی فرض کردی؟ you have a call watting پشت خطی داری give her/him my best سلام منو بهش برسون put it on my tab بزن به حساب من you outdid yourself سنگ تموم گذاشتی