شاخههای مختلف جایزه ادبی جدید «نرو» اعلام شد
فهرست برگزیدگان شاخههای مختلف جایزه ادبی جدید «نرو» اعلام شد. به گزارش الفبای زبان، «پل موری»، نویسنده نامزد جایزه بوکر و «فرن بردی»، کمدین اسکاتلندی به عنوان برندگان دو شاخه جوایز کتاب «نِرو» معرفی شدند. «گاردین» نوشت، «موری»، نویسنده ایرلندی برای نگارش رمان «نیش زنبور» به عنوان برنده شاخه ادبیات داستانی و «بردی» برای نگارش […]
نکات مربوط به HOWEVER
انواع پانکچویشن برای however (وقتی به معنی بااینوجود، اما، با وجود این باشد). برای ترجمه، باید however را در اول کلاز/جمله ترجمه کنیم. برای بیان تضاد کلاز دوم با کلاز اول؛ IC. However, IC • This is a cheap and simple process. However, there are dangers این یک فرآیند ارزان و ساده است. اما خطراتی […]
چند عبارت کاربردی با واژه «Hurry»
عبارت ها و جملات و اصطلاحاتی با استفاده و کاربرد Hurry در انگلیسی Hurry up, Tom عجله کن تام There’s no hurry عجله ایی نیست We’re in a hurry ما عجله داریم She made me hurry او دستپاچه ام کرد ؟Are you in a hurry آیا عجله داری؟ I must hurry to class باید برای […]
چند اصطلاح درباره «معطل بودن»
We are in need of money معطل پولیم It was not worth all that delay به این همه معطلی نمی ارزید. He kept me waiting مرا معطل گذاشت We are waiting for the rain to stop معطل بارانیم که بند بیاد. I am down and out برای نان شب معطل مانده ام. My car is […]
ریشه واژهی آدینه
ریشه واژهی آدینه این واژه در ایران باستان ati_ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن در آن نقطه میباشد. (که دقیقا معادل عربی آن جمعه است و تایید میکند جمع شدن در نقطهای برای عبادت در روزی خاص ریشهی باستانی دارد) آدیانکا-> آدیانکا-> آدیانه->آدینه
داستان «Old clock» با ترجمه
Old clock John lived with his mother in a rather big house, and when she died, the house became too big for him so he bought a smaller one in the next street. There was a very nice old clock in his first house, and when the men came to take his furniture to the […]
چند واژه کاربردی (100)
Blame: To accuse. To hold responsible مقصر دانستن، سرزنش کردن Blanket: A cloth cover used to keep warm پتو Bleed: To lose blood خون آمدن از Blind: Not able to see کور Block: To stop something from being done. To prevent movement بلوك،بلوك کردن Blood: Red fluid in the body خون Blow: To move with […]
اصطلاح «از نو شروع کردن»
(to) Go back to the drawing board To start a task over because the last try failed; to start again from the beginning کاری را از سر گرفتن چون تلاش قبلی با شکست مواجه شده است، از اول/نو شروع کردن Frank’s new business failed, so he had to go back to the drawing board […]
چند اپلیکیشن کاربردی برای یادگیری زبان انگلیسی
• برای لیسینینگ : TED podcast player – Castbox • برای اسپیکینگ : ELSA: Learn and Speak English English conversation practice • برای فلش کارت : Vocabulary Flashcards – IELTS AnkiMobile Flashcards • برای برنامه ریزی (تایمر) : Productive Habit Tracker Focus To-Do: Focus Timer Tasks • برای تقویت لغت : Tongo – Learn […]
واژگان پرکاربرد در انگلیسی (99)
acknowledge تصدیق کردن، قبول کردن، تأیید کردن، قدردانی کردن، اعتراف کردن acquire بدست آوردن، پیدا کردن، حاصل کردن، آموختن adage ضرب المثل، مثل، پند assimilate وفق دادن، جذب کردن، شبیه ساختن، تلفیق کردن assortment دسته، ترتیب، طبقه بندی، دسته بندی caliber استعداد، گنجایش، کالیبر، قطر گلوله condensed متراکم، فشرده، خلاصه شده contradictory مغایر، مخالف، متناقض […]






Monday, 27 July , 2026