تفاوت Beside & Besides در چیست؟
واژه besides دو معنی متفاوتی دارد Besides=apart from به جز Besides=what’s more به علاوه اینکه Besides English, she speaks French and German. علاوه بر انگلیسی او فرانسوی و آلمانی هم صحبت میکند. Besides Tom, nobody knew about the plan. به جز تام هیچ کس از نقشه خبر نداشت. What do […]
3 اصطلاح برای هیجان زدگی
I’m so pumped! خیلی هیجان زده ام I can’t wait! بی صبرانه منتظرم I’m over the moon از خوشحالی و هیجان روی ابرام
رایج ترین قید زبان انگلیسی” Literally”
رایج ترین قید انگلیسی که در هر قسمتی از جمله می تواند بیاید Literally (adverb) Literally, I ran 5 kilometers واقعا پنج کیلومتر دویدم I’m literally exhausted من واقعا خیلی خسته ام I fell asleep on my book, literally به معنای واقعی کلمه رو کتاب خوابم رفت
اصطلاح “Take something with a grain of salt:
Take something with a grain of salt Meaning: to not completely believe something / to view it with skepticism معنی: با دیده تردید نگاه کردن / صددرصد قبول نکردن مثال: These findings should be taken with a grain of salt due to the small sample size. به دلیل حجم نمونه کم، این یافتهها باید با […]
4 لغت کاربردی/ Perseverance به چه معناست؟
1. Accomplish معنی: به انجام رساندن، محقق کردن مثال: She accomplished all her goals this year. او امسال به تمام اهدافش دست یافت. 2. Overcome معنی: غلبه کردن بر مثال: He overcame many difficulties to succeed. او برای موفق شدن بر مشکلات زیادی غلبه کرد. 3. Ambition معنی: جاهطلبی، بلندپروازی مثال: Her ambition is to […]
چند عبارت جایگزین “I’m tired”
I’m exhausted خیلی خستهام I’m drained بیانرژی شدم I’m worn out داغون شدم از خستگی
اصطلاحی برای ” سختش نکن”
It’s not that deep زیادی سختش نکن/مسئله انقدرها هم پیچیده نیست I was just joking about your haircut. It’s not that deep! من فقط در مورد مدل موت شوخی کردم. انقدرا هم جدی نیست!
۲ اصطلاح/ “Read the room” به چه معناست؟
Read the room Meaning: to understand the mood or situation before speaking or acting معنی: فضا رو سنجیدن / جوّ رو در نظر گرفتن مثال: He started joking, but clearly didn’t read the room. شروع کرد به شوخی، ولی اصلاً جوّ رو نسنجیده بود. Cut corners Meaning: to do something in the easiest or cheapest […]
اصطلاح “Go the extra mile ” به چه معناست؟
Go the extra mile Meaning: To make more effort than is expected or required بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / سنگ تمام گذاشتن She always goes the extra mile to help her customers. او همیشه برای کمک به مشتریانش سنگ تمام میگذارد.
3 اصطلاح کاربردی/ “سر و کله شون پیدا شد”
Have the bandwidth to do something فراغت بال داشتن برای انجام کاری. وقت داشتن برای انجام کاری Have the mental capacity to do something ظرفیت ذهنی داشتن برای انجام کاری. خسته نبودن از نظر ذهنی Come out of the woodwork یکهو پیداشون شد. سر و کلهشون پیدا شد.







Saturday, 10 October , 2026