اصطلاح “Jump on the bandwagon ” به چه معناست؟
Jump on the bandwagon Meaning: To join or support something because it has become popular. از روی مُد یا محبوبیت دنبالهرو چیزی شدن مثال: Everyone is jumping on the bandwagon of AI tools these days. این روزها همه دارند از روی مُد به موج ابزارهای هوش مصنوعی میپیوندند. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که افراد […]
3 اصطلاح کاربردی/ “سر و کله شون پیدا شد”
Have the bandwidth to do something فراغت بال داشتن برای انجام کاری. وقت داشتن برای انجام کاری Have the mental capacity to do something ظرفیت ذهنی داشتن برای انجام کاری. خسته نبودن از نظر ذهنی Come out of the woodwork یکهو پیداشون شد. سر و کلهشون پیدا شد.
اصطلاح ” once in a blue moon”
Once in a blue moon اتفاق یا فرصت خیلی نادر. بعد از مدتهای مدید. خیلی به ندرت. The earthquakes hits once in a blue moon in this part of the earth, we never felt it. I don’t know why she bought that music system – she uses it once in a blue moon. “I think […]
2 لغت درباره غمگین بودن/Heartbroken&Heartache
Heartbroken دل شکسته، به شدت غمگین He was completely heartbroken when his girlfriend of five years ended their relationship. Wilburn said that his daughter’s death had left him heartbroken. At some point, sports fans are guaranteed to go home heartbroken. The jacket quickly sold out, leaving a lot of heartbroken fans in its wake. یک […]
اصطلاحی برای “نهایتا انجامش دادم”
End up doing something در نهایت کاری رو انجام دادن I didn’t want to date him but ended up doing it نمی خواستم باهاش قرار بزارم ولی آخرش این کار و کردم I ended up buying that آخرش خریدمش
چند جمله مرتبط با لباسشویی
I need to do laundry. باید لباسارو بشورم My clothes still feel damp. لباس هام هنوز نم دارن I need to fold these. باید اینا رو تا کنم Can you hang these up? میتونی اینا رو آویزون کنی؟ This stain won’t come out. این لکه پاک نمیشه What detergent do you use از چه مایع […]
اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟
Fair enough منطقي حق داری قابل قبوله. حرفت رو میفهمم نکته مهم اینه که Fair enough لزوماً به این معنی نیست که کاملاً با طرف مقابل موافقی فقط یعنی دلیلش رو منطقی میدونی و بحث رو ادامه نمیدی چه زمانی ازش استفاده میکنیم؟ وقتی دلیل یا توضيح طرف مقابل برات قانع کننده است. وقتی میخوای […]
۳ اصطلاح کاربردی/ “?are you up for”
I’m relived آخی، راحت شدم Are you up for something? حوصلشو داری؟ Are you up for walking? حوصله داری برای پیاده روی No matter the cost به هر قیمتی که شده I’ll go no matter the cost به هر قیمتی که شده می رم
دو فعل عبارتی Go through &Get through
Go through = از سر گذروندن He was going through a very difficult time. اون دوره خیلی سختی رو داشت میگذروند. She’s gone through a really difficult time after her breakup اون بعد از جداییش خیلی دوران سختی رو از سر گذرونده Get through با موفقیت از پس چیزی بر اومدن اینجا تمرکز روی […]
اصطلاح “Hit the hay” به چه معناست؟
Hit the hay به معنای “رفتن به خواب” یا “خوابیدن” است. این اصطلاح عمدتاً در محیطهای غیررسمی برای اعلام آمادگی برای خوابیدن به کار میرود. مثال: ” .Friend 1: ” It’s getting late; we should probably hit the hay ” !Friend 2: ” Yeah, I have an early meeting tomorrow. Goodnight در این مثال، دوست […]



Thursday, 23 July , 2026