بایگانی‌های alefbaye zaban - صفحه 107 از 109 - الفبای زبان
I am game & Game the system ۱۲ آذر ۱۴۰۲

I am game & Game the system

I am game من پایه‌ام. موافقم این کار را انجام دهیم. ?We are going skiing this weekend. Are you coming or not  Yes, definitely! I am game آخر این هفته میریم اسکی با ما می آیی؟ بله قطعا! من پایه هستم Game over به پایان خط رسیدن/ تمام شدن It will be game over for […]

اصطلاح  Pushy person ۱۲ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح Pushy person

Pushy person= forceful, aggressive, assertive آدم زورگو و حاه طلب/ آدمی که نظرش  را تحمیل می‌کنه/   She was a confident and pushy young woman او یک زن جوان با اعتماد به نفس و زورگو بود My mother encouraged us, but was never pushy مادرم ما را تشویق می کرد، اما هرگز نظرش را به […]

چند تا اصطلاح جالب (107) ۱۱ آذر ۱۴۰۲

چند تا اصطلاح جالب (107)

dream on به همین خیال باش! خوابشو ببینی! Hush هیس! Right on ایول!، دمت گرم! Have fun خوش بگذره! Lucky you! lucky him خوش به حالت! خوش به حالش! Be reasonable منطقی باش!

 نكاتی در مورد هجی افعال ing دار ۱۱ آذر ۱۴۰۲

 نكاتی در مورد هجی افعال ing دار

   افعالی که به يک e ختم می‌شوند، آن e حذف می‌شود:  come, coming take, taking write, writing ولی در مورد افعالی که به ee ختم می‌شوند، اين قاعده صدق نمی‌کند:  agree, agreeing see, seeing  در افعال يک بخشی (يک هجايی) که دارای يک حرف صدادار و يک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار […]

افعال عبارتی با Make(1) ۱۱ آذر ۱۴۰۲

افعال عبارتی با Make(1)

Make a decision تصمیم گرفتن Make a prediction پیش بینی کردن Make an excuse عذر خواستن Make a war جنگ کردن Make a peace صلح کردن Make a speech سخنرانی کردن Make fun of تمسخر کردن Make progress پیشرفت کردن Make friends دوست شدن Make a noise سر و صدا کردن Make trouble مشکل درست […]

Lifeblood به چه معناست؟ ۰۸ آذر ۱۴۰۲

Lifeblood به چه معناست؟

Lifeblood = most essential لازم و حیاتی/ عامل حیاتی   He is the essence, the lifeblood, the very marrow of the team او جوهره، خون حیاتی و مغز تیم است the movement of coal was the lifeblood of British railways حرکت زغال سنگ عامل حیاتی راه آهن بریتانیا بود What gives the series lifeblood is […]

اصطلاح «Look the other way» به چه معناست؟ ۰۸ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح «Look the other way» به چه معناست؟

Look the other way به عمد چیزی را نادیده بگیرید/دور از آنچه عادی یا مورد انتظار است/به روی خود نیاوردن.    They’re not really entitled to a discount but the sales manager decided to look the other way آنها واقعاً حق تخفیف ندارند، اما مدیر فروش تصمیم گرفت به روی خود نیاورد   Most of […]

اصطلاح «دست انداختن کسی» ۰۸ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح «دست انداختن کسی»

Pulling someone’s leg دست انداختن کسی/ کسی را اذیت کردن !You’re pulling my leg! is another way of saying I don’t believe what you’re saying” or “You must be joking ?Is it really your car or are you pulling my leg واقعا ماشین شماست یا داری منو دست می ندازی؟    

اصطلاح «Butt of a joke» به چه معناست؟ ۰۸ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح «Butt of a joke» به چه معناست؟

Butt of a joke هدف شوخی؛ شخص یا موضوع مورد تمسخر یا تمسخر   I was the butt of the joke یعنی من محور جوک بودم. شوخی، من رو هدف قرار داد. من موضوع خنده بودم. My big brother loves to tease me—every time he opens his mouth, I’m the butt of the joke برادر […]

Shovel-Mittens-Snowball ۰۷ آذر ۱۴۰۲

Shovel-Mittens-Snowball

Shovel پارو ، بیل   Mittens دستکش Snowball گلوله برف