بایگانی‌های لغات ضروری زبان - الفبای زبان
چند صفت درباره مکان / Spacious & Picturesque ۱۱ آبان ۱۴۰۵

چند صفت درباره مکان / Spacious & Picturesque

جادار و وسیع   Spacious   دنج و راحت   Cozy   بسیار تمیز و بی لکه   Spotless   زیبا و چشم نواز   Picturesque   آرام و بی سرو صدا   Tranquil   مناسب و در دسترس   Convenient   خوب نگهداری شده، تر و تمیز   Well-maintained   زنده و حیات بخش […]

واژه”Superficial” به چه معناست؟ ۰۳ آبان ۱۴۰۵

واژه”Superficial” به چه معناست؟

  superficial سطحی، کم عمق   superficial injury. خراش سطحی، آسیب سطحی superficial veins رگ های سطحی (رگ های بدن) superficial person آدم سطحی superficial analysis. تحلیل سطحی

عباراتی درباره مو /ponytail ۲۱ مهر ۱۴۰۵

عباراتی درباره مو /ponytail

 ponytail دم اسبی a center parting فرق وسط a side parting فرق کنار spiky موی سیخ سیخی shaved تراشیده dyed hair موی رنگ شده anti-dandruff ضد شوره conditioner نرم کننده implants کاشت ( مو) greasy hair موی چرب wig کلاه گیس dandruff شوره

تفاوت of & from ۱۲ مهر ۱۴۰۵

تفاوت of & from

هر دو این کلمات ” prepositions ” هستند و هر کدام جایگاه گرامری و موارد استفاده خود را خواهند داشت حرف اضافه of در قبل از اسامی و مضاف علیه ها به کار می رود . و در جایی که می خواهیم چیزی را به به چیز دیگر نسبت دهیم . همچنین of پس از […]

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه

aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی ۰۴ مهر ۱۴۰۵

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی

upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش   Adam has always been upfront with us   آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.

واژه «Spirits» ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

واژه «Spirits»

Spirits  Happy; in a good mood=(to be) In good/high spirits  سرحال/خوشحال بودن، حوصله داشتن، شاد و شنگول بودن، هیجان زده بودن   After she won the tennis tournament, Elizabeth was in good spirits الیزابت بعد از اینکه در مسابقات تنیس برنده شد، خوشحال بود.  Sam was in good spirits after receiving his Christmas bonus سام […]

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی

Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه   Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود.   One can […]

چند واژه با mate ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

چند واژه با mate

Cellmate هم سلولی Classmate هم کلاسی Playmate هم بازی Housemate هم خونه ای Helpmate همدم

معنای An act of god چیست؟ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

معنای An act of god چیست؟

?Why wasn't there any warning before the floods چرا قبل از وقوع سیل هیچ هشداری دریافت نکردیم؟