چند صفت درباره مکان / Spacious & Picturesque
جادار و وسیع Spacious دنج و راحت Cozy بسیار تمیز و بی لکه Spotless زیبا و چشم نواز Picturesque آرام و بی سرو صدا Tranquil مناسب و در دسترس Convenient خوب نگهداری شده، تر و تمیز Well-maintained زنده و حیات بخش […]
واژه”Superficial” به چه معناست؟
superficial سطحی، کم عمق superficial injury. خراش سطحی، آسیب سطحی superficial veins رگ های سطحی (رگ های بدن) superficial person آدم سطحی superficial analysis. تحلیل سطحی
عباراتی درباره مو /ponytail
ponytail دم اسبی a center parting فرق وسط a side parting فرق کنار spiky موی سیخ سیخی shaved تراشیده dyed hair موی رنگ شده anti-dandruff ضد شوره conditioner نرم کننده implants کاشت ( مو) greasy hair موی چرب wig کلاه گیس dandruff شوره
تفاوت of & from
هر دو این کلمات ” prepositions ” هستند و هر کدام جایگاه گرامری و موارد استفاده خود را خواهند داشت حرف اضافه of در قبل از اسامی و مضاف علیه ها به کار می رود . و در جایی که می خواهیم چیزی را به به چیز دیگر نسبت دهیم . همچنین of پس از […]
واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه
aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری
واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی
upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش Adam has always been upfront with us آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.
واژه «Spirits»
Spirits Happy; in a good mood=(to be) In good/high spirits سرحال/خوشحال بودن، حوصله داشتن، شاد و شنگول بودن، هیجان زده بودن After she won the tennis tournament, Elizabeth was in good spirits الیزابت بعد از اینکه در مسابقات تنیس برنده شد، خوشحال بود. Sam was in good spirits after receiving his Christmas bonus سام […]
واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی
Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود. One can […]
چند واژه با mate
Cellmate هم سلولی Classmate هم کلاسی Playmate هم بازی Housemate هم خونه ای Helpmate همدم
معنای An act of god چیست؟
?Why wasn't there any warning before the floods چرا قبل از وقوع سیل هیچ هشداری دریافت نکردیم؟






Friday, 6 November , 2026