بایگانی‌های لغات ضروری زبان - صفحه 28 از 28 - الفبای زبان
افعال پرکاربرد با حروف M-P-R ۱۴ آذر ۱۴۰۱

افعال پرکاربرد با حروف M-P-R

تهیه و تنظیم: ستاره کوشا/ افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف M درست کردن Make: I’m making tea. ملاقات کردن Meet: We’ve never met. نیاز داشتن Need: You need to change your eating habits. باز کردن Open: Open the windows. مالک بودن Own: I own a German car. افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف P رنگ زدن Paint: She painted the wall […]

افعال پرکاربرد با حروف H-I-K ۱۳ آذر ۱۴۰۱

افعال پرکاربرد با حروف H-I-K

تهیه و تنظیم: ساراکوشا/ افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف H اتفاق افتادن Happen: You made it happen. داشتن Have: I have a car. شنیدن Hear: I will hear me. پنهان کردن Hide: I’m hiding from Tim. نگه داشتن Hold: Hold the knife at an angle. امید داشتن Hope: I hope to see you again soon. آسیب زدن Hurt: I hurt my […]

فعل‌های انگلیسی با حرف D ۱۲ آذر ۱۴۰۱

فعل‌های انگلیسی با حرف D

تهیه و تنظیم: ساراکوشا/ فعل‌های انگلیسی با حرف D رقصیدن Dance: I want to dance. جرات کردن Dare: He didn’t dare to speak to the cops. کنارآمدن Deal: I have to dealt with him. تصمیم گرفتنن Decide: He has decided to live in Shiraz. رانندگی کردن Drive: He drives a truck. انداختن Drop: I dropped my ice cream. خشک کردن […]

فعل‌های انگلیسی با حرف C ۱۲ آذر ۱۴۰۱

فعل‌های انگلیسی با حرف C

تهیه و تنظیم: ستاره کوشا/ حساب کردن Calculate: A computer can calculate very rapidly. توانستن Can/Could: Can you give me a pen? اهمیت دادن Care: he cares about his employees. حمل کردن Carry: I don’t carry cash anymore. گرفتن Catch: they caught a fish in the river. جشن گرفتن Celebrate: We’re celebrating her birthday. تغییر […]

چند اصطلاح ضروری و کاربردی(2) ۲۵ شهریور ۱۴۰۱

چند اصطلاح ضروری و کاربردی(2)

نویسنده : شیدامهدوی/ Make a face این اصطلاح به معنی دهن کجی کردن، است. یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی که بدین صورت می‌توانید در جمله آن را به کار ببرید؛ اصطلاح Blow it این اصطلاح از سری اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی به معنی از دست دادن فرصت است، گاهی وقت‌ها زمانی که […]

لغات ضروری (17) ۲۰ فروردین ۱۴۰۱

لغات ضروری (17)

تهیه و تنظیم: ستاره کوشا/ ۱-شفق قطبی (Aurora): ۲- عادت کردن (Inure): ۳- ملیح (Mellifluous): ۴- رضایت‌مندی (Euphoria): ۵- اقبال خوش (Serendipity): ۶- گرامی داشتن (Cherish): ۷- متین (Demure): ۸- اکسیر (Elixir): ۹- ابدیت (Eternity): ۱۰- سعادت (Felicity): ۱۱- رخوت (Langour): ۱۲- عشق (Love): ۱۳- تنهایی (Solitude): ۱۴- تجلی (Epiphany): ۱۵- جوهره (Quintessential): ۱۶- کثرت […]

افعال حرکتی/ crawl  به چه معناست؟ ۱۹ فروردین ۱۴۰۱

افعال حرکتی/ crawl  به چه معناست؟

 walk  راه رفتن run  دویدن tiptoe  روی نوک پا راه رفتن crawl  چهاردست و پا رفتن lift  بلند کردن bend  خم شدن dive  شیرجه زدن jump  پریدن crouch  (قوز کردن(ازترس،سرما squat  چمباتمه زدن lean  تکیه دادن kneel  زانو زدن push هل دادن pull کشیدن