برخی واژگان معادل آیلتسی/ «pupils» به چه معناست؟
Usually = generally Tourist = traveller World = Earth Necessary = essential Children = juveniles Develop =grow Students =pupils Modern =contemporary Traditional =conventional Young people =youth
واژگانی درباره «انتقاد کردن»
criticism, reproof, reprova, انتقاد Censorious انتقاد آمیز potshot انتقاد بی خودی flak انتقاد پر سر و صدا diatribe انتقاد تلخ و ناسزا آمیز bashing , censure, slam, stricture, roast انتقاد شدید Blast انتقاد شدید و ناگهانی squib انتقاد طنزآمیز lecture انتقاد طولانی hatchet job انتقاد غرض آمیز admonish انتقاد ملایم کردن Unexceptionable […]
چند لغت کاربردی / Celebrate & compare
تهیه و تنظیم: زهرا کلاته عربی/ کلمات مرجع شامل صفت و قید وفعل ردیف کلمه معنی ۱ Accept پذیرفتن ۲ Accident تصادف ۳ Across از این سو به آن سو ۴ Act عمل کردن ۵ Actor هنرپیشه ۶ Add جمع کردن ۷ Adult بزرگسال ۸ Advise نصیحت کردن ۹ Afraid هراسان ۱۰ Agency نمایندگی ۱۱ […]
برخی ورزش ها به زبان انگلیسی/ «Archery» به چه معناست؟
Archery تیراندازی Boxing بوکس Martial arts هنرهای رزمی Swimming شنا Water polo واتر پلو Wrestling کشتی
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (۱۱۲)
Missing someone is a part of loving them. If you’re never apart, you’ll never really know how strong your love is از دست دادن شخصی بخشی از دوست داشتن اوست. اگر هرگز از هم جدا نباشید، هرگز واقعاً نخواهید فهمید که عشق شما چقدر قوی است. I think the saddest people always try their […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (۱۱۱)
The relationship begins with honesty. This is the first brick, because to be in love means to share with everything: dreams, slips, and the deepest fears. Without these facts, the relationship will fail رابطه با صداقت شروع میشود، این خشت اول است، چرا که عاشق بودن یعنی شریک شدن با همهچیز: رویاها، لغزشها و عمیقترین […]
تفاوت Beside و Besides
Beside به معنای پهلوی…، کنار… به عنوان حرف اضافه به کار میرود. Come and sit beside me بیا کنارم بنشین. Besides به معنی غیر از…، علاوه بر این… گذشته از این…، به علاوه به عنوان قید به کار میرود. Two other boys besides my brother climbed the dangerous rock دو پسر دیگر به غیر […]
تفاوت دو واژه «Compliment» & «Complement»
Compliment تعریف کردن مثال: They paid him a high compliment آنها از او تعریف و تمجید کردند. Complement سِت، مکمل، کامل کردن مثال: Physical exercise can be a complement to medical treatment ورزش بدنی میتواند مکمل درمان پزشکی باشد.
۴ اصطلاح انگلیسی/ معنی « old habits die hard» چیست؟
old habits die hard ترک عادت موجب مرض است. Pardon my french بی ادبی منو ببخش No offense جسارت نباشه I don’t mean to pry قصد فضلی ندارم
بررسی ۳ واژه/ Diminish & Revise & Establish
Diminish کاهش دادن، کم کردن The noise gradually diminished as the car drove away صدا به تدریج کاهش یافت وقتی که ماشین دور شد. Revise بازنگری کردن، اصلاح کردن I need to revise my notes before the exam من قبل از امتحان باید یادداشتهایم را بازنگری کنم. Establish تأسیس کردن، بنیانگذاری کردن The company […]
Thursday, 27 February , 2025