افعال ربطی (Linking verbs) در زبان انگلیسی
افعالی که نشان دهنده وجود حالت بوده و بر انجام کار دلالت نمی کنند را افعال ربطی می نامند. این افعال دو قسمت یک جمله را به هم ربط می دهند. مثلا با استفاده از افعال ربطی می توان در یک جمله، فاعل را به اسم یا صفت ربط داد. نکته 1: افعال ربط […]
تاکید بر مالکیت با فعل «Own»
فعل own به معنای تملک و مالکیت داشتن است. کلمه “own” در انگلیسی میتواند به چندین شکل و با چندین نقش گرامری به کار برده شود. در زیر به بررسی معانی و نقشهای مختلف این کلمه پرداختهام: فعل “own”: به معنای مالکیت داشتن یا مالک بودن. I own a car (من یک […]
اسلنگ PISSY !!
PISSY=easily irritated=in a bad mood بدعنق, بد خلق, اهل اخم و تخم, نق نقو ?What the hell is wrong with you today !?Why you being all pissy and hard to be around امروز چت شده؟ چرا اینقدر نق نقو شدی نمیشه باهات جایی رفت. Yo, stay away from Kristin today She’s pissy and no […]
گرامر حروف ربط جفتی یا زوجی
both … and either … or
cyberbullying به چه معناست؟
Bully آدم قلدر، شاخ و شونه کشیدن cyberbullying the use of electronic communication to bully a person قلدرمجازی / یعنی کسی که با ابزار الکترونیکی برای اشخاص شاخ و شونه میکشه، مزاحمت سایبری / فضای مجازی=cyber
اصطلاح «Button your lips»
Button your lips=to not talk about something حرف نزدن/ راز نگه دار بودن/ توقف صحبت کردن Button your lip. He’s coming toward us. Don’t tell him what I said, please
اصطلاح «Stop picking on me»
?what makes you stand out from others چی تورو از بقیه تمایز میده؟! to pick on somebody: To harass, criticize, bully, or tease someone !Stop picking on me اینقدر به من پیله نکن!= سر به سرم نذار! (دوستانه) Don’t pick on me=pick on sb به کسی پیله کردن، به کسی گیر دادن، از کسی ایراد […]
واژه «Defunct» +مترادف ها
defunct= inactive منسوخ شده/ منقرض شدن/ نخ نما شدن :Synonyms of defunct extinct vanished expired gone departed bygone obsolete done مثال ها: members of a now defunct communist organization اعضای یک سازمان کمونیستی که اکنون منحل شده است. wrote for a magazine that is now defunct نوشتن برای مجله الان دیگه منسوخ شده است She […]
فعل عبارتی «Act up »
نویسنده : سارا کوشا فعل عبارتی Act up دو معنا دارد: 1-در اولی که جز اصطلاحات اسلنگ و عامیانه محسوب می شود به معنای «بد یا عجیب کار کردن چیزی/شیطونی/ لوس بازی و …» است . 2-دیگری به معنای «ارتقا شغلی و غیره یافتن» بسته به جمله ای که در آن به کار برده می […]
اصطلاحات مربوط به بیماری و درمان / تشنج & تهوع
headache: سردرد backache: پشت درد amnesia:بيماري فراموشي anemia:کم خوني bloodshed: خونريزي brain sickness:نقص عقل bladder stone: سنگ مثانه cancer: سرطان tooth ache: دندان درد chicken pox: آبله مرغان Sore Throat: گلو درد constipate: يبوست depression:افسردگي ear ache: گوش درد eye sore:چشم درد flu:آنفلو آنزا fever: تب heart ache: قلب درد heat stroke :گرما زدگي hypertension […]






Thursday, 27 August , 2026