نام و اصطلاحات انواع بیماریها
نام و اصطلاحات انواع بیماریها Mumps اوریون Obesity مرض چاقی Fungal infection عفونت قارچی Gastric ulcer زخم معده Gastritis ورم معده Malnutrition سو تغذیه Rheumatism روماتیسم Hemorrhage خونریزی داخلی Delirium هذیان Constipation یبوست Meningitis مننژیت Wen دمل Tumor تومور Brain death مرگ مغزی Bunged up nose بینی گرفته Blocked nose بینی گرفته Runny nose آبریزش […]
عبارات و اصطلاحات کاربردی/ Can it
Can it, zip it دهنتو ببند Reza is a skirt chaser رضا دختر بازه Kind is my middle name مهربانی از خصوصیت های منه Stealth is my middle name پنهانکاری از خصوصیت های منه
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (۳6)
When you see something beautiful in someone, Tell them.It may take a second to say, But for them It could last a lifetime… وقتى در وجود كسى زيبايى اى ميبينى بهش بگو. گفتنش شايد يه ثانيه طول بكشه اما ميتونه يه عمر باهاش بمونه… “Let others lead small lives, but not you. Let others argue […]
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (۳4)
Promise yourself to be so strong that nothing can disturb your peace of mind به خودت قول بده اينقدر قوى باشى كه اجازه ندى هيچ چيزى آرامش خيالت رو بهم بزنه. “You can’t put your arms around a memory, so hug someone you love today” “نمیتونی خاطره ای را بغل کنی، پس امروز کسی را […]
اصطلاح «upper limit»
upper limit=the highest level or amount allowed سقف حداکثر مجاز-حد مجاز There’s no upper limit on how much a doctor can charge, so be careful هیچ محدودیتی در میزان هزینه ای که پزشک می تواند دریافت کند، وجود ندارد، بنابراین مراقب باشید
اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟
cast a vote=to vote in an election or poll رای دادن Anybody over the age of eighteen can register and cast a vote همه افراد بالای هجده سال می توانند ثبت نام کنند و رای دهند He refused to cast a vote for either candidate او از دادن رای به هر یک از نامزدها خودداری […]
«obey an order» به چه معنی است؟
obey an order to do what someone orders or commands you to do اطاعت از دستورات Soldiers are taught to always obey orders به سربازان آموزش داده می شود که همیشه از دستورات اطاعت کنند
اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟
nervous wreck a person who’s very stressed or nervous دلشوره داشتن؛استرس داشتن Jim’s a great singer, but he’s always a nervous wreck before he goes on stage جیم خواننده بزرگی است، اما همیشه قبل از اینکه روی صحنه برود استرس دارد
ریشه واژه «آل»
آل واژه عربی به معنای /اهل/ از همین ریشه است. واج /ه/ در فرایند معمول زبانی بدل به همزه شده، چون این دو، واجگاه مشترکی دارند. در مرحله بعدی همزه دوم به قاعده اعلال مهموز گرفتار آمده: «اَءل» شده آل. اما میان اهل و آل تفاوت باریکی ست؛ آل در اشراف به کار می رود […]
واژهشناسیِ شیرجه
واژۀ شیرجه از دو جزء تشکیل شدهاست: شیر (سلطانِ جنگل) + جه (ریشۀ فعلِ جَستن/ جهیدن). جهشِ/ پَرشِ آدم را به جهشِ/ پَرشِ شیر تشبیه کردهاند. وقتی شیرجه میزنید، مانندِ شیر به طرفی پَرش میکنید. مأخذ: داستانِ واژهها، نوشتۀ بهروز صفرزاده.








Tuesday, 29 September , 2026