اصطلاح «بدون رودربایستی حرف زدن»
Call a spade a spade=speak plainly without avoiding unpleasant or embarrassing issues بدون رودربایستی حرف زدن/ بی پرده حرف زدن it is time to name names and call a spade a spade وقتش است که نام ها را اسم ببریم و بی پرده حرف بزنیم I’m not at all secretive, and I’m pretty good […]
گرامر پسوند قید ساز «wise»
«پسوند» (Suffix) حرف یا گروهی از حروف است که به انتهای کلمه اضافه میشود و معنی و نقش آن را در جمله تغییر میدهد. پسوندهایی که کلمه را به قید تبدیل میکنند «پسوندهای قیدساز» (adverb suffixes) نام دارند. پسوند wise در انگلیسی به معنای “به سمت…، به شکل…، مانند…” است و بسیاری از لغات انگلیسی […]
عباراتی درباره استخدام و اخراج افراد
To employ someone / to hire someone استخدام کردن To dismiss sb / to fire sb اخراج کردن To sack sb / to give sb the sack اخراج کردن To be sacked /to get the sack اخراج شدن To lay off sb/to lay sb off اخراج کردن To be laid off اخراج شدن To make […]
نویسنده آمریکایی سهگانه «نیویورک» درگذشت
«پل آستر»، نویسنده آمریکایی سهگانه «نیویورک» درگذشت. به گزارش الفبای زبان– ایسنا، «پل آستر» نویسنده ۳۴ کتاب از جمله سهگانه مشهور «نیویورک» در سن ۷۷ سالگی درگذشت. «گاردین» نوشت، «جکی لیدن»، دوست و همکار این نویسنده اعلام کرد که «آستر» در روز سهشنبه در پی عوارض ناشی از سرطان ریه درگذشت. داستانهای او مملو از […]
چند اصطلاح کاربردی/ Keep your shirt on
Have been to see به دیدن چیزی رفتن Jose had been to see his boss to confirm his job for next summer Fix up جور کردن Jose had taken a couple of his buddies along to see if he could fix up work for them (جوز) دوتا از رفیقاشو با خودش برده بود که ببینه […]
درباره عبارت «به غیر از»
برای گفتن “به غیر از …” در انگلیسی، از عبارت Apart from استفاده میکنیم، معادل آن Except for است. Apart from a sister, he’s got two brothers as well به غیر از یه خواهر، دو تا برادر هم داره. the whole world seemed to be sleeping, apart from Barbara به نظر می رسید که تمام […]
3اصطلاح کاربردی/ Put in a good word for me
Let the cat out of the bag لو دادن؛ رازی را فاش کردن Tim let the cat out of the bag about my surprise birthday party تیم سوپرایز جشن تولد غافلگیرکننده من را لو داد Put in a good word for me سفارش منو بکن I really need a job and I was hoping […]
چند اصطلاح و عبارت کاربردی/ he burns me up
I read you like a book مثل کف دستم می شناسمت I want to try my luck می خوام شانسم رو امتحان کنم you will pay for this تقاصش رو پس میدی he burns me up حرصمو درمیاره bite your tongue زبونتو گاز بگیر don’t take it out on me ناراحتیت رو سرمن خالی نکن […]
عبارت «First rate»
First rate= Excellent, superb درجه یک، عالی، محشر The food served in that four-star restaurant is truly first-rate غذایی که در آن رستوران چهار ستاره سرو میشود واقعا درجه یک است. The Beverly Hills Hotel provides first-rate service to its guests سرویسی که هتل بورلی هیلز به مهمانان خود ارائه میکند عالی است.
اصطلاح «Fool around» به چه معنیست؟
Fool around=To waste time; to joke, not to be serious ١- یللی تللی کردن، ول گشتن، علاف بودن، وقت تلف کردن؛ ۲- شوخی کردن، جدی نبودن، چرند گفتن Sometimes I wish that Pat would stop fooling around so much and talk about something more interesting to others بعضی وقتها آرزو میکنم که پت دست از […]








Tuesday, 29 September , 2026