بایگانی‌های #اصطلاح‌ساده الفبای زبان - صفحه 3 از 5 - الفبای زبان
4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟ ۰۸ تیر ۱۴۰۵

4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟

1. Analyze  معنی: تحلیل کردن Scientists analyze data to find patterns. دانشمندان داده‌ها را برای یافتن الگوها تحلیل می‌کنند. 2. Recognize معنی: تشخیص دادن، شناختن I recognized her voice immediately. من فوراً صدای او را تشخیص دادم. 3. Approach معنی: رویکرد، روش برخورد با یک مسئله We need a different approach to solve this problem. […]

اصلاحی برای شب زنده داری ۰۶ تیر ۱۴۰۵

اصلاحی برای شب زنده داری

Burn the midnight oil  To stay up late working, studying, or doing something important. تا دیروقت بیدار ماندن و کار یا مطالعه کردن / شب‌زنده‌داری برای انجام کار I’m burning the midnight oil to finish my project before tomorrow. دارم تا دیروقت بیدار می‌مونم تا پروژه‌ام را قبل از فردا تمام کنم. این اصطلاح به […]

“Hardly ever” به چه معناست؟ ۰۶ تیر ۱۴۰۵

“Hardly ever” به چه معناست؟

Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچ‌وقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا می‌کند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.

اصلاحی برای ” نظرم عوض شد” ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

اصلاحی برای ” نظرم عوض شد”

Had a change of heart   نظرش عوض شد. Last week he said he would buy our house, but then he had a change of heart. هفته پیش او گفت می خواهد خانه ما را بخرد اما بعدا نظرش عوض شد “At first, he didn’t want to go on the trip, but he had a […]

چه کسی درب/آب و باز گذاشته(به انگلیسی)؟ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

چه کسی درب/آب و باز گذاشته(به انگلیسی)؟

Who left the water running ? کی آب رو باز گذاشت؟ Who left the door open? کی در رو باز گذاشت؟ Who left the tv on? کی تلویزیون رو روشن گذاشت؟

سه اصطلاح کاربردی/ “The life of the party” به چه معناست؟ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

سه اصطلاح کاربردی/ “The life of the party” به چه معناست؟

The life of the party مجلس گرم کن Mind your own  business سرت به کار خودت باشه Why are you all up in my business چرا همش سرت تو کار منه    

ساختار گرامری  “Be supposed to + verb” ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

ساختار گرامری “Be supposed to + verb”

Be supposed to + verb Used to talk about obligations, expectations, or what is intended to happen. معنی: قرار بودن / انتظار رفتن / موظف بودن مثال:   We are supposed to meet at 8 p.m. قرار است ساعت ۸ شب همدیگر را ببینیم. ساختار:  Subject + be (am/is/are) + supposed to + base verb

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for

We’re ready to order.   سفارشمونو بدیم؟   Can I get a refill?   میشه نوشیدنی رو پر کنی؟   Can you split the check?   میشه فاکتور رو جدا بزنی؟   Can I get the check?   صورت حساب لطفاً.   Everything tastes great!   همش خیلی خوشمزه س   Can I swap this […]

اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴
out of character؛

اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی

out of character بعید بودن مثال ها: The way she panicked was out of character for such a normally calm person از آدم آرومی مثل اون بعید بود اینطور وحشت زده بشه.   Her remark seemed so out of character that I wondered if I had misheard it اظهارات او به قدری ازش بعید بود […]

3 اصطلاح کاربردی/ It’s not concern of mine به چه معناست؟ ۰۹ آبان ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی/ It’s not concern of mine به چه معناست؟

It’s not concern of mine به من مربوط نیست It doesn’t answer my purpose به درد من نمی خوره Buff up  بهبود دادن