بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 25 از 84 - الفبای زبان
چند جمله کاربردی روزانه ۱۹ تیر ۱۴۰۳

چند جمله کاربردی روزانه

I did it in a hurry من با عجله انجامش دادم That is up to you این به خودت بستگی داره You must say whatever you like تو باید هر چی دلت میخواد رو بگی In the weekend در آخر هفته ( تعطیلی هفتگی ) For the first time برای اولین بار I gave it […]

تفاوت in fact و actually ۱۸ تیر ۱۴۰۳

تفاوت in fact و actually

این دو کلمه با هم مترادف هستند با یک تفاوت کاربردی کوچک.از actually زمانی استفاده می شود که بخواهیم یک سوء برداشت را از بین ببریم. People think we’ve got lots of money, but actually we are quite poor ولی اگر بخواهیم اطلاعات ارائه شده را بسط دهیم از in fact و as a matter […]

اصطلاحات مربوط به بیماری و درمان / واگیردار & تب و لرز ۱۸ تیر ۱۴۰۳

اصطلاحات مربوط به بیماری و درمان / واگیردار & تب و لرز

Stone: (سنگ) Virus: (ویروس) Therapy: (درمان) Trauma: (آسیب) Cough :(سرفه) Diagnosis: (تشخیص) Ambulatory (سرپایی) Worm / :(کرم) tussis, tussis/: (سرفه) Unsterile: (غیراستریل) Idiopathic: (بدون علت) Sclerosis: (سخت شدن) Inflammation: (التهاب) Thrill /thril/: (لرز،لرزش) Systemic: (مربوط به کل بدن) communicable(مسری،واگیردار) Cadaver / (جسد) Physician /: (پزشک) Purulent / (چرکی) Benign /: (خوش خیم) Prophylaxis (پیشگیری ازبیماری) […]

داستان «جین آستن» ۱۸ تیر ۱۴۰۳

داستان «جین آستن»

Jane Austen Jane Austen (16 December 1775 – 18 July 1817) was an English novelist known primarily for her six major novels, which interpret, critique and comment upon the British landed gentry at the end of the 18th century. Austen’s plots often explore the dependence of women on marriage in the pursuit of favourable social […]

اصطلاح  Go the extra mile ۱۷ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح Go the extra mile

Go the extra mile =extra effort این اصطلاح به معنی زیاد از حد از خود مایه گذاشتن/تلاش بیش از حد They really went the extra mile for dad and our family آنها برای پدر و خانواده شان خیلی از خود مایه گذاشتند The President vowed to go the extra mile for peace in the region […]

اصطلاح raise a family ۱۷ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح raise a family

raise a family=to have and bring up children بچه دار شدن/ تشکیل خانواده دادن She raised a family before she went to college او قبل از اینکه به دانشگاه برود تشکیل خانواده داد

«بعدا‌ً معلوم میشه!» به انگلیسی چی میشه؟ ۱۷ تیر ۱۴۰۳

«بعدا‌ً معلوم میشه!» به انگلیسی چی میشه؟

That’s remains to be seen الان مشخص نیست بعدا معلوم میشه It remains to be seen whether or not she was lying بعدا معلوم میشه دروغ می گفت یا نه

go around in circles ۱۶ تیر ۱۴۰۳

go around in circles

go around in circles به دور خود چرخیدن/ درجا زدن/ The discussion kept going around in circles این بحث بدون هیچ نتیجه ای ادامه داشت

اصطلاح افشاگری و علنی کردن چیزی ۱۶ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح افشاگری و علنی کردن چیزی

blow the whistle on someone Pull the rug from under someone=to sell somebody down the river افشاگری/ علنی کردن چیزی He blew the whistle on the corruption in the company او فساد در شرکت را افشاگری کرد. They were fired from their jobs after blowing the whistle on the poor management of money in the […]

برای گفتن «همش/ مُدام» در یک جمله از چه عبارتی استفاده کنیم؟ ۱۲ تیر ۱۴۰۳

برای گفتن «همش/ مُدام» در یک جمله از چه عبارتی استفاده کنیم؟

وقتی می‌خوایم به دنباله دار بودن چیزی اشاره کنیم، از الگوی keep استفاده می‌کنیم He keeps calling me مدام بهم زنگ می‌زنه. She keeps nagging مدام غر می‌زنه. You keep trying to distract me مدام سعی می‌کنی حواسمو پرت کنی. I keep forgetting your name مدام اسمت یادم می‌ره.