دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you
تفاوت دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you I’m into you بهت علاقه دارم، دوست دارم I’m into football من به فوتبال علاقه دارم I’m into cars من به ماشین ها علاقه دارم I’m onto you=I’m aware of you می دونم یه کار بدی انجام دادی /حواسم بهت هست، پاییدن کسی I’m about to […]
اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!»
?Am I talking to a brick wall با دیوار که حرف نمیزنم! ?Are you going my way مسیرت به مسیر من میخوره؟ ?Are you looking for trouble دنبال شر میگردی؟
۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out”
I didn’t think that was gonna happen فکر نمی کردم این اتفاق بیفته, فکر نمی کردم این طوری بشه They actually cancelled the whole thing. I didn’t think that was gonna happen. واقعاً کل برنامه رو کنسل کردن فکر نمی کردم این اتفاق بیفته I wasn’t even thinking about that اصلاً به […]
اصطلاحات پر تکرار در نامه نگاری انگلیسی
عباراتی که بیشتر در شروع نامه به کار برده می شود. In reply to your letter = در پاسخ نامه شما To meet a demand = برای برآوردن تقاضا We must apologies for = ما باید پوزش بخواهیم برای We wish to inform you that = ما مایل هستیم به استحضار شما برسانیم که We […]
اصطلاح «stand on ceremony»
stand on ceremony تعارف کردن – رودربایستی داشتن Don’t stand on ceremony تعارف نکن Please sit down and make yourself comfortable, we don’t stand on ceremony here لطفا بنشین و راحت باش. ما اینجا تعارف نداریم. Come on. Don’t stand on ceremony here at home بیا داخل، اینجا در خانه تعارف نکن .
چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence
1. It’s up to you انتخاب با توئه 2. I’m looking forward to it مشتاقانه منتظرشم 3. It’s not a big deal چیز مهمی نیست 4. I’m getting used to it دارم بهش عادت میکنم 5. That makes sense منطقیه / قابل درکه 6. I’m not in the mood حوصلهاش رو ندارم 7. It […]
اصطلاح To go box به چه معناست؟
To go box=takeout box=doggie bag پک کردن غذای مانده/ظرف غذای بیرون بر این اصطلاح وقتی استفاده می شود که بخواهیم غذای مانده را در ظرفی پک کنیم و ببریم. Leftover غذای مانده (در رستوران) May I have a to go box ممکنه ظرف پک برام بیارید؟
۲ عبارت/ brush off & condone
Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم
پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر
Long time no see پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]
چند اصطلاح درباره «معطل بودن»
We are in need of money معطل پولیم It was not worth all that delay به این همه معطلی نمی ارزید. He kept me waiting مرا معطل گذاشت We are waiting for the rain to stop معطل بارانیم که بند بیاد. I am down and out برای نان شب معطل مانده ام. My car is […]







Tuesday, 20 October , 2026