۳ اصطلاح/ ” in the nick of time” به چه معناست؟
To be in the loop در جریان امور بودن، یا در حلقه ارتباطات مهم قرار داشتن Out of the loop کسی که بی خبر است، در جریان امور نیست In the nick of Time یک موقعیت بسیار حساس و حیاتی
اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟
get cold feet اصطلاح “get cold feet” در زبان انگلیسی به معنی “دو دل شدن” یا “دو به شک شدن” است و زمانی به کار میرود که از قبل برای انجام کاری برنامه ریزی کردیم ولی قبل از انجام آن دچار تردید میشویم. مثال: I was going to tell him but I got cold feet. […]
چند عبارت مخصوص داشتن زندگی سالم
1. Balanced diet – رژیم غذایی متعادل A balanced diet includes fruits, vegetables, proteins, and whole grains. (رژیم متعادل شامل میوه، سبزی، پروتئین و غلات کامل میشه.) 2. Stay hydrated – آب کافی نوشیدن It’s important to stay hydrated, especially in hot weather. (آب کافی نوشیدن، مخصوصاً تو هوای گرم، خیلی مهمه.) 3. Regular exercise […]
۳ اصطلاح/ I’ broke& I’ve campany به چه معناست؟
I’m broke “پول ندارم” / “دستم خالیه I can’t go out tonight, I’m broke! امشب نمیتونم بیام بیرون، پول ندارم! I have company مهمان دارم You’re full of it داری چرت میگی
اصطلاح “The ball is in your court ” به چه معناست؟
The ball is in your court Meaning: It is your turn to make a decision or take action. معنی: حالا نوبت توست / تصمیم یا اقدام بعدی به عهده توست مثال: I’ve told you all the facts. Now the ball is in your court. من همه واقعیتها را بهت گفتم. حالا تصمیمگیری با توست.
۳ اصطلاح با” Boat”/ اصطلاح rock the boat
Don’t rock the boat دست نزن بهش، تو وضعیتی که هست رها کردن Being in the same boat شرایط شبیه هم داشتن، وضعیت مشابهی که افراد در آن درگیر هستند، درد مشترک Miss the boat از دست دادن فرصت، استفاده نکردن از فرصت و موقعیت
2 لغت درباره غمگین بودن/Heartbroken&Heartache
Heartbroken دل شکسته، به شدت غمگین He was completely heartbroken when his girlfriend of five years ended their relationship. Wilburn said that his daughter’s death had left him heartbroken. At some point, sports fans are guaranteed to go home heartbroken. The jacket quickly sold out, leaving a lot of heartbroken fans in its wake. یک […]
چند جمله مرتبط با لباسشویی
I need to do laundry. باید لباسارو بشورم My clothes still feel damp. لباس هام هنوز نم دارن I need to fold these. باید اینا رو تا کنم Can you hang these up? میتونی اینا رو آویزون کنی؟ This stain won’t come out. این لکه پاک نمیشه What detergent do you use از چه مایع […]
اصطلاح ill afford to sth” به چه معناست؟
ill afford to sth=cannot afford to sth توان نداشتن برای چیزی ، قادر نبودن برای انجام کاری معمولا در متون رسمی و ادبی به کار می رود We can ill afford any more delays on this project ما در موقعیتی نیستیم که از عهده ی تاخیر بیشتر تو این پروژه بربیایم
اصطلاح “Hit the hay” به چه معناست؟
Hit the hay به معنای “رفتن به خواب” یا “خوابیدن” است. این اصطلاح عمدتاً در محیطهای غیررسمی برای اعلام آمادگی برای خوابیدن به کار میرود. مثال: ” .Friend 1: ” It’s getting late; we should probably hit the hay ” !Friend 2: ” Yeah, I have an early meeting tomorrow. Goodnight در این مثال، دوست […]








Monday, 19 October , 2026