کاربرد Where & Whereabouts
Where VS. Whereabouts وقتی با where سوال شود ما باید آدرس دقیق محل رو بدیم به مثال توجه کنید : ?Where is the restaurant The restaurant is on 10 main street right next to the park Whereabouts یعنی حدودا” ، تقریبا” ?Whereabouts is the restaurant .The restaurant is close to the park
تمدید فراخوان جایزه «کتاب سال»
مهلت ارسال آثار به چهلوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ تمدید شد. به گزارش الفبای زبان به نقل از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، چهلوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با هدف شناسایی و معرفی کتابهای برتر، کمک به اعتلای سطح دانش و فرهنگ مکتوب جامعه اسلامی، […]
اصطلاح «Button your lips»
Button your lips=to not talk about something حرف نزدن/ راز نگه دار بودن/ توقف صحبت کردن Button your lip. He’s coming toward us. Don’t tell him what I said, please
اصطلاح « a means of something»
استفاده از این ساختار در مقاله نویسی و Writing امتیاز شما را بسیار بالا می برد. a means of something به وسیله چیزی a means of communication یک وسیله ارتباطی
اصطلاح «Stop picking on me»
?what makes you stand out from others چی تورو از بقیه تمایز میده؟! to pick on somebody: To harass, criticize, bully, or tease someone !Stop picking on me اینقدر به من پیله نکن!= سر به سرم نذار! (دوستانه) Don’t pick on me=pick on sb به کسی پیله کردن، به کسی گیر دادن، از کسی ایراد […]
دربارۀ واژه «ضربالاجل»
واژۀ عربیِ «ضربالاجل» از سه جزء تشکیل شدهاست: ضرب ال اجل «اجل» یعنی مهلت یا زمانِ مشخص و معیّن. یکی از معانیِ متعددِ «ضرب» هم در عربی، «تعیین کردن» است. بنا بر این مثلاً میگویند: ضَرَبَ لَنا أجَلًا؛ یعنی: مهلتی برایمان تعیین کرد. «ضربالاجل» یعنی مهلتی که پایانش تعیین شدهاست. معادلِ انگلیسیاش deadline است. جزءِ […]
اصطلاحات شخصیت منفی/ اهل رشوه بودن
He’s Open to Bribery او اهل رشوه است He’s a Bad Egg ادم ناتویی است His Metal Is Bad جنسش شیشه خورده داره(تختهش کمه) He’s Cut No Ice حناش دیگه رنگی نداره He’s a Big Shot آدم کله گنده(خیلی مشهور) ای است
واژه «Defunct» +مترادف ها
defunct= inactive منسوخ شده/ منقرض شدن/ نخ نما شدن :Synonyms of defunct extinct vanished expired gone departed bygone obsolete done مثال ها: members of a now defunct communist organization اعضای یک سازمان کمونیستی که اکنون منحل شده است. wrote for a magazine that is now defunct نوشتن برای مجله الان دیگه منسوخ شده است She […]
فعل عبارتی «Act up »
نویسنده : سارا کوشا فعل عبارتی Act up دو معنا دارد: 1-در اولی که جز اصطلاحات اسلنگ و عامیانه محسوب می شود به معنای «بد یا عجیب کار کردن چیزی/شیطونی/ لوس بازی و …» است . 2-دیگری به معنای «ارتقا شغلی و غیره یافتن» بسته به جمله ای که در آن به کار برده می […]
رازهای پشت پرده «مزرعه حیوانات»
ریچارد بلر، تنها پسر جورج اورول، در آستانه ۸۰ سالگی انتشار رمان کلاسیک «مزرعه حیوانات»، نکات جالبی را درباره انتشار این رمان سیاسی و تاثیرگذار فاش میکند. به گزارش الفبای زبان به نقل از ایسنا، ریچارد بلر، تنها پسر جورج اورول، در مطلبی برای گاردین و در سالگرد رمان انتشار رمان «مزرعه حیوانات» فاش میکند […]







Wednesday, 26 August , 2026