عبارت «conjure up»
conjure up 1-(با چشم بندی یا سحر و جادو) احضار کردن، 2- به یاد آوردن، به خاطر خطور دادن to present to the mind; evoke or imagine He conjured up a picture of his childhood او تصویری از دوران کودکی خود ساخته است
چند اصطلاح کاربردی و مهم (۱۱3)
Don’t Worry نگران نباشید ! Never Mind بیخیال ! خیالی نیست ! Please , Accept My Apology لطفا پوزش بنده را پذیرا باشید ! You’re Are Wrong اشتباه می فرمایید ! اشتباه می کنید ! You’re Right حق با شماست ! درست می فرمایید ! You’re Kidding شوخی میکنی ! Are You Serious ایا جدی […]
اصطلاحاتی برای شروع اعلام نظر در زبان انگلیسی
It seems to me that به نظر من میرسد As far as I know تا آنجایی که من میدانم I would say that من میگویم که I believe من باور دارم In my opinion به نظر من From my point of view از دیدگاه من If you ask me اگر از من بپرسی
جملات آموزنده و امید بخش انگلیسی (۱8)
You meet thousands of people and none of them really effect you, then you meet that one person, and your life is changed forever تو هزاران نفر رو ملاقات می کنی و هیچ کدوم از اونا واقعاً روت تأثیر نمیذارن، سپس با اون یه نفر ملاقات می کنی و زندگی برات برای همیشه تغییر می […]
نکات مربوط به HOWEVER
انواع پانکچویشن برای however (وقتی به معنی بااینوجود، اما، با وجود این باشد). برای ترجمه، باید however را در اول کلاز/جمله ترجمه کنیم. برای بیان تضاد کلاز دوم با کلاز اول؛ IC. However, IC • This is a cheap and simple process. However, there are dangers این یک فرآیند ارزان و ساده است. اما خطراتی […]
چند واژه کاربردی (100)
Blame: To accuse. To hold responsible مقصر دانستن، سرزنش کردن Blanket: A cloth cover used to keep warm پتو Bleed: To lose blood خون آمدن از Blind: Not able to see کور Block: To stop something from being done. To prevent movement بلوك،بلوك کردن Blood: Red fluid in the body خون Blow: To move with […]
ویژگی های اخلاقی افراد (7)
Ambitious بلندپرواز Arrogant مغرور Confident با اعتماد به نفس Aggressive پرخاشگر Responsible مسئولیتپذیر Honest صادق Two faced آدم دو رو Tolerant صبور و بامدارا Loyal وفادار Stingy خسیس Cunning موذی
اصطلاح «in the thick of things» به چه معنی است؟
in the thick of things در بحبوحه مسائل/ در کشاکش مشکلات Very busy; in the middle of or preoccupied with something or several things Sorry I couldn’t make it to your birthday lunch on Wednesday—I’m afraid I’m really in the thick of things at the moment متاسفم که نتوانستم روز چهارشنبه به ناهار تولد شما […]
انواع صداها
Sneeze عطسه کردن Cough سرفه کردن Snore خر و پف کردن Moan and groan غرولند کردن Growl غر غر کردن Murmur زمزمه کردن Mumble زیر لب چیزی گفتن Whisper پچ پچ کردن Whistle سوت زدن Shout داد کشیدن Scream جیغ کشیدن Voice صدا(انسان) Sound صدا (غیر انسان)
عبارات کاربردی برای توضیح و شفاف سازی
عباراتی برای بیان شفاف سازی for example for instance because one example is to illustrate such such as عباراتی برای توضیح بیشتر at this point because furthermore now in fact in this case عباراتی برای بیان دلایل as a result of because one reason is due to since







Monday, 28 September , 2026