بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 41 از 85 - الفبای زبان
اصطلاح «IN A RUSH» به چه معناست؟ ۰۲ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «IN A RUSH» به چه معناست؟

  In a rush= having very little time =  very busy or rushed   داشتن زمان بسیار کم (برای انجام کاری یا بودن در جایی). خیلی شلوغ یا عجله ای ?Sorry, I’m in a rush. Could we do this interview tomorrow ببخشید من عجله دارم میشه فردا این مصاحبه رو انجام بدیم   He was […]

چند عبارت کوتاه کاربردی (111) ۲۸ آذر ۱۴۰۲

چند عبارت کوتاه کاربردی (111)

apart from جدای از as well as همچنین inside of توی in spite of علیرغم because of بخاطر due to بنا بر، طبق

چند عبارت و اصطلاح مهم (110) ۲۷ آذر ۱۴۰۲

چند عبارت و اصطلاح مهم (110)

I am worried دلم شور میزنه Good old days یاد اون روزها بخیر Stick to your job بچسب به کارت God willing انشاالله Back to work به کارت برس It’s all your fault همش تقصیر تو است Hold your words حرف دهنتو بفهم As you wish هر جور راحتی

اصطلاحات «دل به دل راه داره»+ «تعریف و تمجید کردن» ۲۲ آذر ۱۴۰۲

اصطلاحات «دل به دل راه داره»+ «تعریف و تمجید کردن»

:The feeling is mutual I’m pleased to meet you.” “The feeling is mutual!” [=I’m also pleased to meet you] من هم بهمچنین./ دل به دل راه داره :it’s like they’ve formed a mutual admiration society I can’t stand working with Tony and Linda. They praise each other from the moment they walk through the door—it’s […]

چند ترکیب کاربردی برای بیان اشتیاق به چیزی ۱۸ آذر ۱۴۰۲

چند ترکیب کاربردی برای بیان اشتیاق به چیزی

10 راه برای نشان دادن علاقه نسبت به چیزی یا کسی”  I’m into it بهش علاقمندم I’m keen on it منو جذب میکنه I’m fond of it بهش علاقمندم It appeals to me به من حال میده / می چسبه It’s to my liking دوسش میدارم I’m crazy about it دیوونشم I’m attached to it […]

اصطلاح Under one’s belt ۱۵ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح Under one’s belt

Under one’s belt داشتن مهارت به علت تجربه. از حالت مبتدی بودن خارج شدن. داشتن تجربه یک کاری. he now has almost a year as president under his belt او اکنون تقریبا یک سال به عنوان رئیس جمهور تجربه عملی دارد I want to get more experience under my belt من می‌خواهم تجربه‌های حرفه ای […]

اصطلاح By the Time ۱۴ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح By the Time

By the Time  کلمه‌ی by گاهی اوقات به معنی «تا قبل از یک زمان مشخص» است و با دو ساختار پرکاربرد زیر می‌تواند استفاده شود:  by the time + simple present + future perfect  The sun will have set by the time I get home تا قبل از اینکه به خانه برسم، خورشید غروب خواهد […]

چند تا اصطلاح جالب (107) ۱۱ آذر ۱۴۰۲

چند تا اصطلاح جالب (107)

dream on به همین خیال باش! خوابشو ببینی! Hush هیس! Right on ایول!، دمت گرم! Have fun خوش بگذره! Lucky you! lucky him خوش به حالت! خوش به حالش! Be reasonable منطقی باش!

اصطلاح «Look the other way» به چه معناست؟ ۰۸ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح «Look the other way» به چه معناست؟

Look the other way به عمد چیزی را نادیده بگیرید/دور از آنچه عادی یا مورد انتظار است/به روی خود نیاوردن.    They’re not really entitled to a discount but the sales manager decided to look the other way آنها واقعاً حق تخفیف ندارند، اما مدیر فروش تصمیم گرفت به روی خود نیاورد   Most of […]

اصطلاح «دست انداختن کسی» ۰۸ آذر ۱۴۰۲

اصطلاح «دست انداختن کسی»

Pulling someone’s leg دست انداختن کسی/ کسی را اذیت کردن !You’re pulling my leg! is another way of saying I don’t believe what you’re saying” or “You must be joking ?Is it really your car or are you pulling my leg واقعا ماشین شماست یا داری منو دست می ندازی؟