بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 41 از 84 - الفبای زبان
تا دم در بدرقه تون میکنم +چند اصطلاح دیگر ۱۷ آبان ۱۴۰۲

تا دم در بدرقه تون میکنم +چند اصطلاح دیگر

Help yourself از خودتون پذیرایی کنید Make yourself at home اینجارو منزل خودتون بدونید Do this more often بیشتر از این کارا بکنید We would like to see more of you دوست داریم شمارو بیشتر ببینیم I’ll see you to the door تا دم در بدرقه تون میکنم

حروف اختصار (2) ۱۷ آبان ۱۴۰۲

حروف اختصار (2)

IQ = Intelligence Quotient بهره هوشی – ضريب هوشی PhD = Doctor of philosophy درجه دكتری ISO = International Organization for Standardization ايزو – سازمان جهانی استاندارد. ICU = Intensive Care Unit بخش مراقبت های ويژه. ISBN = International Standard Book Number شماره استاندارد بين المللی كتاب. OPEC = Organization of Petroleum Exporting Countries اوپك- […]

چند اصطلاح کاربردی (102) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (102)

My way or the high way یا هر چی من میگم یا هیچی   To pop the question خواستگاری کردن She is tight-lipped ذهنش قرص است (راز دارهِ) He always tried to blacken my name او همیشه تلاش می کنه “اعتبار” من وخراب کنه

چند اصطلاح روزمره (101) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح روزمره (101)

They cannot handle it ازعهده اش برنمیان، Dream on مگه خوابشو ببینی Pick on someone your own size با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه Help yourself بفرمایید میل کنید Be tough as nails سرسخت باش مثل میخ (به فارسی:مثل کوه استوار)

اصطلاح Basket case به چه معناست؟ ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Basket case به چه معناست؟

Basket case  خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده  After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case تانیا وقتی پس از 12 ساعت کار روزانه به خونه برگشت و برای خانواده شام پخت، احساس درماندگی نمود.   I was so worried about […]

عبارات مورد استفاده در موقعیت آدم فراموش کار ۱۳ آبان ۱۴۰۲

عبارات مورد استفاده در موقعیت آدم فراموش کار

It slipped my mind یادم رفت.  I lost my train of thought رشته افکارم پاره شد.  I have memory like a sieve حافظه‌م داغونه.  I don’ t remember you شما رو بخاطر نمیارم.  I can’ t place you شما رو بجا نمیارم.

عبارات کاربردی (100) ۱۳ آبان ۱۴۰۲

عبارات کاربردی (100)

Be creative خلاق باش Be relaxed آرام باش Be motivated باانگیزه باش Be educated تحصیل کرده باش Be thoughtful با ملاحظه باش Be kind مهربان باش Be determined مصمم باش Be good خوب باش

اصطلاح That’s the way the cookie crumbles ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح That’s the way the cookie crumbles

  That’s the way the cookie crumbles کاری است که شده/ چاره ای نیست   That’s the way things go sometimes and there’s nothing you can do about it زندگی همین است، جز این نمی‌شود، چاره‌ای نیست، وضعیتی که پیش آمده و کاری در مورد آن نمی‌توان انجام داد  You lost your job? That’s the […]

!Thanks for having me ۱۰ آبان ۱۴۰۲

!Thanks for having me

Thanks for having me=thank you for inviting me ممنون که دعوتم کردی! Thank you for having me over to your house از اینکه من را به خانه خود دعوت کردید متشکرم Thank you so much for having me to your birthday celebration خیلی ممنون که منو به جشن تولدت دعوت کردی

خیلی پرتی از موضوع +دو اصطلاح دیگر ۱۰ آبان ۱۴۰۲

خیلی پرتی از موضوع +دو اصطلاح دیگر

You’re way off base خیلی از موضوع پرتی ?Who asked you کی از تو نظر خواست؟ Joke’s on you ضایع شدی/ خیت شدی