بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 42 از 84 - الفبای زبان
«ابراز دلخوری» به صورت جدی از شخصی ۰۹ آبان ۱۴۰۲

«ابراز دلخوری» به صورت جدی از شخصی

You cut me to the quick=to hurt someone’s feelings a lot بدجوری نارحتم کردی! Her thoughtless remark cut him to the quick اظهارات بی فکرانه او مرا به شدت ناراحت کرد

اصطلاح I was skeptical + دو اصطلاح دیگر ۰۹ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح I was skeptical + دو اصطلاح دیگر

I was skeptical شک داشتم Against my will بر خلاف میل باطنی من… If I do say so myself تعریف از خود نباشه

اصطلاح Call it a day ۰۸ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Call it a day

Call it a day=To stop working or to end an activity برای امروز بسه/ دست کشیدن از کار I’m getting a bit tired now let’s call it a day من الان دارم کمی خسته می شوم برای امروز کافی است.

اصطلاح Cold feet ۰۸ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Cold feet

Cold feet=Feeling nervous or hesitant about doing something احساس اضطراب و ترس / تردید/ I was going to try bungee jumping, but I got cold feet می خواستم بانجی جامپینگ را امتحان کنم، اما اضطراب /ترس دارم

اصطلاح All in the same boat ۰۸ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح All in the same boat

All in the same boat=In a similar situation, in the same position در وضعیت یکسانی هستیم/ شرایط یکسان/دچار همان مخمصه Everyone’s got too much work we’re all in the same boat همه کار زیادی دارند شرایط همه ما یکسان است

I’m on to you + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m on to you + دو اصطلاح دیگر

I’m done talking دیگه حرفی ندارم As far as it goes تا حدودی I’m on to you آمار تو دارم

I’m speechless  + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m speechless + دو اصطلاح دیگر

I’m speechless زبانم بند آمده The choice is yours انتخاب با توئه I’m not convinced متقاعد نشدم

همایند‌های کلمه “Pay” ۰۶ آبان ۱۴۰۲

همایند‌های کلمه “Pay”

همایند‌های کلمه “Pay” Pay attentionتوجه کردن Pay a complimentتعریف و تمجید از کسی Pay your respectادای احترام کردن Pay a fineپرداخت جریمه Pay a billپرداخت قبض یا صورت حساب Pay in cashپرداخت نقدی Pay by credit cardپرداخت با کارت اعتباری

اشتباه رایج Capable vs Able ۰۶ آبان ۱۴۰۲

اشتباه رایج Capable vs Able

کلمه‌ی capable با ساختار زیر بکار می‌رود: capable of (doing) sth She is quite capable of passing the exam, provided that she does some workاو بشرط اینکه کمی کار کند، قادر به پاس کردن امتحان است. The poison was capable of killing an elephant in five minutesزهر مى‌توانست‌ در پنج‌ دقيقه‌ یک فيل را بكشد. […]

سه اصطلاح کاربردی ۰۶ آبان ۱۴۰۲

سه اصطلاح کاربردی

It’s not rocket science آپولو نیم خوای هوا کنی! It’s like talking to a brick wall انگار دارم با دیوار حرف می زنم !the pot calling the kettle black دیگ به دیگ می گه روت سیاه