فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]
لغات کاربردی مربوط به حوادث طبیعی
Hurricane/typhoon ردباد ، طوفان Earthquake زلزله Tidal wave طوفان دریایی Volcanic eruption فوران اتشفشان Drought خشکسالی Storm توفان Flood سیل avalanche بهمن landslide / mudslide رانش زمین blizzard یخبندان ، کولاک tsunami سونامی forest fire اتش سوزی جنگل Corn snow/ hailstones تگرگ Earthquake زلزله
تفاوت Moisture & Humidity
The difference between Moisture & Humidity Both of them refer to the amount of Water Contained in the Air هر دوی آنها به میزان آب موجود در هوا اشاره دارند Humidity is measurement of Vapour Content.(Water in Gas state.) رطوبت اندازه گیری محتوای بخار است. (آب در حالت گاز)./رطوبت، نم، تری، مقدار رطوبت هوا Moisture […]
اصطلاحات ولغات حوزه سلامت
Stay fit and healthy تندرست و سالم ماندن Follow a healthy diet رعایت رژیم غذایی سالم Have a good night’s sleep خواب خوب داشتن Boost your immune system تقویت سیستم ایمنی بدن Reduce stress levels کاهش سطح استرس Stay hydrated هیدراته ماندن/ آب کافی به بدن رساندن Take regular exercise ورزش منظم داشتن Practice good […]
چند جمله کاربردی (90)
Take a night off یک شب مرخصی بگیر None can escape it این شتر در خانه همه می خوابد Nothing is impossible کار نشد ندارد I got rid of him از شرش خلاص شدم There is only one condition attached to it فقط یک شرط دارد They have brainwashed you تو راشستشوی مغزی دادن It […]
عباراتی برای گفتن «خونسردیتو حفظ کن»
وقتی میخواهید به یه نفر بگید خونسردیشو حفظ کنه calm down آروم باش take it easy جدی نگیر stay calm خونسرد باش be patient صبور باش hold on to yourself خودتو کنترل کن don’t worry نگران نباش you don’t have to worry نباید نگران باشی there is no need to worry نیازی نیست که نگران […]
برخی عبارات در نامه نگاری های رسمی
عبارات زیر نمونه هایی از عبارات مورد استفاده در نامه نگاری انگلیسی رسمی می باشد. To agree with = در موافقت با As agreed = در تایید As far as I’m concerned = از آنجاییکه من نگران (علاقه مند) … هستم As per your request= طبق درخواست شما In compliance with= در موافقت با، بر […]
انواع هله هوله ها
Lollipop آب نبات (امریکن) Lolly آب نبات (بریتیش) Cotton candy پشمک (امریکن) Candy floss پشمک (بریتیش) Sunflower seeds تخمه آفتابگردان Cheese curls پفک Potato chips چیپس (امریکن) Crisps چیپس (بریتیش) Fruit leather لواشک Smarties اسمارتیز Gummy پاستیل Chewing gum آدامس Ice cream بستنی Pop corn ذرت پفیلا
واژگان کاربردی (۱۰۵)
math-ریاضیات measurements-واحد اندازه گیری -meter – متر, centimeter – سانتیمتر, kilogram – کیلوگرم, half – نصف, circle – دایره, square – مربع temperature – دما, date – تاریخ, weight – وزن, edge – لبه, corner – گوشه
رایج ترین شغلها به زبان انگلیسی (11)
adviser مشاور apprentice کارآموز chief executive مدیر عامل اجرایی executive مدیر PA دستیار شخصی operator اپراتور clerk منشی officer افسر managing director مدیرعامل acting بازیگری
درباره «Be about to»
Be about to برای صحبت در مورد آینده بسیار نزدیک استفاده میشود. برای مثال، تصور کنید آماده شدید و کلیدتون دستتونه؛ اگه کسی ازتون بپرسه «داری چیکار میکنی؟»، باید بگید: I am about to leave the house من در شرف ترک کردن خانه هستم یعنی هنوز خانهام اما کمی بعد میروم. به مثالها دقت کنید: […]






















Sunday, 4 October , 2026