جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
عبارت «For sure» و عبارات هم معنی آن
For sure = For certain=Without doubt بدون شک، مسلما، مطمئنا، صد در صد I know for certain that Gene will move back to Washington next month صد در صد مطمئنم که جین ماه آینده به واشنگتن برخواهد گشت. In the dark, I couldn’t tell for sure whether it was Polly or Sarah who drove by […]
«pack heat» به چه معنی است؟
pack heat=to carry a gun اسلحه به همراه داشتن Someone in the crowd who was packing heat has been taken away by the Secret Service guys یک نفر در جمعیت که اسلحه را بسته بندی می کرد توسط بچه های سرویس مخفی برده شده است ?Can you believe that some of these kids […]
نحوه استفاده از ” It’s time” در موارد مختلف
چنانچه زمان کاری برای ما فرا رسیده باشد، و برای انجام آن کار دیر نشده باشد یا به عبارت دیگر برای انجام کار وقت داشته باشیم از زمان حال ساده استفاده می کنیم. It’s time to go. The train leaves in half an hour وقت رفتن است. قطار نیم ساعت دیگر حرکت می کند در […]
درباره Vac
Vac=vacation, holiday مرخصی- تعطیلات Origin : short for “vacation” ?Are you going overseas in the long vac ?I’m looking for a job over the vac. Any ideas Variety :This is typically used in British English but may be used in other varieties of English too
3 واژه Reiterate/Cherishment/Extend
Reiterate این گزینه به معنای تکرار کردن، تصریح کردن است Cherishment این گزینه به معنای قدردانی، گرامی داشتن، احترام است. Extend این گزینه به معنای توسعه دادن، منبسط کردن است.
واژگان کاربردی (107)
abate: فروکش کردن، فرونشستن، تنزل recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن، پس رفتن subside: فروکش کردن، نشست کردن persist: سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار کردن recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن insist: اصرار ورزیدن، پافشاری کردن adhere: چسبیده بودن، جور بودن، وفادار ماندن ascend: بالا رفتن، صعود کردن prompt: چالاک، سریع، آماده sluggish: تنبل، لش، آهسته رو […]
واژگان کاربردی (106)
decline: کاهش، کاستن، نقصان sustain: حمایت کردن ، ثابت، پایدار نگهداشتن enquire: جویا شدن، باز جویی کردن devise: تدبیر کردن، ارث گذاری augment: تقویت کردن، افزودن attenuate: رقیق کردن، نازک کردن accelerate: شتاب دادن، تندتر شدن sophisticate: پیچیده، فریبنده elucidate: روشن کردن، شفاف stimulate: تحریک کردن exaggerate: اغراق آمیز کردن، مبالغه کردن invigorate: نیرو دادن، […]
افعال عبارتی درباره «لباس پوشیدن»
Do up بستن دکمه ?Can you help me to do up my dress Dress up تیپ زدن Hang out پهن کردن رخت روی طناب Hang up آویزان کردن لباس یا کلاه روی رخت آویز Hang your coat up and come on in. hang-up Take off در آوردن Wrap up پوشیدن لباس گرم Zip up بستن […]
واژه «Exquisite»
Exquisite =gorgeous, elegant, beautiful=very beautiful and delicate زیبا، شکیل Look at this exquisite painting به این نقاشی زیبا و شکیل نگاه کن. The sets and costumes for the dance performance were exquisite ست ها و لباس های سنتی برای مراسم رقص زیبا بودن.
3واژه مترادف برای «تعمیر کردن»
repair something=fix something=mend something هر سه این افعال به معنی تعمیر کردن هستند. ?Can you repair the fridge ?Can you fix the fridge می تونی یخچال تعمیر کنی؟ It took ages to repair the roof It took ages to mend the roof تعمیر سقف خیلی زمان میبره. I mended the hole in my pocket […]


















Saturday, 31 October , 2026