جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
۰۴ تیر ۱۴۰۳
معنای حروف اختصاری انگلیسی در آزمایش ها
FBS: قند خون ناشتا MCHC: غلظت متوسط همو گلوبین WBC: شمارش گلبول های سفید RBC: شمارش گلبولهای قرمز HB: هموگلوبین HCG: تست حاملگی FSB: آزمایش قند خون PTE: درصد پلاکتها C: هماتو کریت (درصد گلبول قرمز) HCH:همو گلوبین در گ قرمز R.D.W: ضریب اندازهگیری گ قرمز M/E: سلولهای زاینده گ سفید به قرمز UA: تجزیه […]
2/3 را چگونه بخوانیم؟
صورت کسر= اعداد شمارشی مخرج کسر= اعداد ترتیبی یا ordinal 1/3 : one-third 1/8 : one-eighth 1/12 : one-twelveth 1/2 : one-half 1/4 : one-fourth/ one-quarter صورت بیشتر از 1 = اضافه کردن s به مخرج 2/3 : two-thirds 3/4 : three-fourths 11/18 : eleven-eighteenths
اصطلاح «دندان درآوردن»
Wisdom tooth دندان عقل Milk tooth دندان شیری false tooth دندان مصنوعی To cut a tooth دندان درآوردن Their baby daughter cut her first tooth yesterday دختر بچه آنها دیروز اولین دندان خود را درآورد
عبارات کوتاهی که می توانیم با آنها جمله را شروع کنیم
To the best of my knowledge تا جائیکه من میدانم… As far as I know تا جائیکه من میدانم… As far as I’m concerned تا جائیکه به من مربوط میشود… Mind you that یادت باشه که… It’s so sad that جای تاسف است که… You see…,You Konw می دونی… ?You know what میدونی چیه؟
3 معنی برای عبارت «Go around»
*Go around یعنی حول چیزی گشتن، دور یه چیزی گشتن. Planets go around the sun سیاره ها دور خورشید می چرخند. ?I asked him to go around the house to see,where is she من ازش خواستم بره دور خونه رو بچرخه که ببینه او کجاست. Enough to *go around,enough for each person یعنی کافی […]
برخی مترادف های ضروری برای آیلتس (11)
Abondon= leave Abstract= Summarize Accomodate= Change Accurate= Correct Obtian= Acquire Adequate= Enough Adjacent =Beside Allocate= Devote Alter= Convert Alternative= Different Ambiguous= Unclear Anology= Similarity Annual= Yearly goal= victim Income= Revenue goal= Aim
چند عبارت کاربردی با «off»/ معنی Break off
Some phrasal verbs with the preposition “off” Back off – بیخیال شدن Call off – لغو کردن Turn off – خاموش کردن Shut off – مسدود کردن Put off – به تعویق انداختن Drop off – رساندن Get off – پیاده شدن Set off – راه افتادن Write off – نادیده گرفتن Cut off – […]
لغات کابردی مربوط به رشته ها / Enroll به چه معناست؟
Major رشته Credit واحد Enroll ثبت نام کردن Dorm خوابگاه Course دوره Tuition شهری Semester ترم دانشگاه Session جلسه
پیشوند «co & ex»
کلمه ی “co” به معنای “با_هم ، مشترکا ، مختلط ” میباشد و قبل از اسم بکار میرود و اگر اسم صفت داشت قبل از صفت می آید. مثال: co educational class کلاس درس مختلط”دختر و پسر باهم “ co-worker همکار co-pilot کمک خلبان کلمه بعدی” ex” میباشد که به معنای “قبل، […]
کلمات مشابه (16)
Refer = اشاره کردن Differ = تفاوت داشتن Infer = نتیجه گیری کردن Offer = پیشنهاد کردن Confer = تجمع کردن Transfer = انتقال دادن Prefer = توجیح دادن Suffer = آزار رساندن Similar words = کلمات مشابه Beard = ریش Bread = نان Bored = خسته Board = تخته_صعود کردن Broad = وسیع Abroad […]




















Saturday, 31 October , 2026