جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn ۰۶ آبان ۱۴۰۵

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn

I tripped over something پام به چیزی گیر کرد    I almost fell نزدیک بود زمین بخورم    My foot has gone numb پام خواب رفته   My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه   There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته    The line isn’t moving at all […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 39 از 160 - الفبای زبان
 26 صفت برای تمجید کردن و تعریف کردن از چیزی ۳۱ تیر ۱۴۰۳

 26 صفت برای تمجید کردن و تعریف کردن از چیزی

Great عالی/ خیلی خوب Eye-opening حیرت انگیز Magnificentبا شکوه و مجلل Superb عالی Gorgeous زیبا و مجلل Exquisite نفیس Elegant زیبا و برازنده Stunning زیبا و شگفت آور Fantastic خارق العاده Wonderful شگفت اور Splendid باشکوه ،باجلال ،عالى Excellent عالی Amazing متحير کننده ،شگفت انگيز Incredible باور نکردن Awesome خیلی پر ابهت Fabulous شگفت آور […]

واژه «زورگیر» در انگلیسی چه می شود؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۳
Don't pick your nose به چه معنیست؟

واژه «زورگیر» در انگلیسی چه می شود؟

Mugger زورگیر / این واژه اسلنگ است. Watch out for muggers,especially at night مراقب زورگیر ها باشید بخصوص در شب. the mugger snatched my purse and ran away زورگیر کیفم را ربود و فرار کرد Don’t pick your nose   دست تو دماغت نکن

فعل عبارتی «Think over» ۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی «Think over»

نویسنده : سارا کوشا Think over=consider something carefully=contemplate=meditate=mull= mull over فعل عبارتی (phrasal verb) Think over به معنای « به طور جدی به چیزی فکر کردن/جوانب چیزی را سنجیدن» است.تفاوت آن با  think شاید دراین باشد که موضوع جدی تری برای فکر کردن و تصمیم گیری وجود دارد.  مثال: he told the player to go […]

۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی «Wear off»

Wear off= fade away فعل عبارتی (phrasal verb) Wear off به معنای “محو شدن، پاک شدن” هستش. مثال: Most of my make-up wore off before I got to the party بیشتر آرایش من قبل از رسیدن به مهمانی پاک شد.

فعل عبارتی «work out» ۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی «work out»

نویسنده : صغری توحیدلو work out  فعل عبارتی (phrasal verb) Work out دو معنی دارد. یکی به معنای «حل کردن، بررسی کردن، تدبیر کردن، تعبیه کردن» است . و معنای دیگر به معنای «ورزش و تمرین کردن» است. مثال: I work out at the gym three times a week من سه بار در هفته در […]

فعل عبارتی Turn down ۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی Turn down

Turn down=decrease the volume or strength (heat, light etc)    فعل عبارتی (phrasal verb) Turn down به معنای “کم کردن صدا یا قدرت” هستش. مثال: Please turn the TV down while the guests are here لطفا وقتی مهمان‌ها اینا هستند صدای تلویزیون را کم کن.

چند عبارت برای گفتن «مشکلی نیست» ۲۳ تیر ۱۴۰۳

چند عبارت برای گفتن «مشکلی نیست»

no problem no sweat no big deal no probs no biggie

چند جمله کاربردی روزانه ۱۹ تیر ۱۴۰۳

چند جمله کاربردی روزانه

I did it in a hurry من با عجله انجامش دادم That is up to you این به خودت بستگی داره You must say whatever you like تو باید هر چی دلت میخواد رو بگی In the weekend در آخر هفته ( تعطیلی هفتگی ) For the first time برای اولین بار I gave it […]

اصطلاحات مربوط به بیماری و درمان / واگیردار & تب و لرز ۱۸ تیر ۱۴۰۳

اصطلاحات مربوط به بیماری و درمان / واگیردار & تب و لرز

Stone: (سنگ) Virus: (ویروس) Therapy: (درمان) Trauma: (آسیب) Cough :(سرفه) Diagnosis: (تشخیص) Ambulatory (سرپایی) Worm / :(کرم) tussis, tussis/: (سرفه) Unsterile: (غیراستریل) Idiopathic: (بدون علت) Sclerosis: (سخت شدن) Inflammation: (التهاب) Thrill /thril/: (لرز،لرزش) Systemic: (مربوط به کل بدن) communicable(مسری،واگیردار) Cadaver / (جسد) Physician /: (پزشک) Purulent / (چرکی) Benign /: (خوش خیم) Prophylaxis (پیشگیری ازبیماری) […]

واژگان مربوط به بیمارستان (10) ۱۸ تیر ۱۴۰۳

واژگان مربوط به بیمارستان (10)

headache سردرد anemiaکم خوني bloodshed خونريزي fever تب heart ache قلب درد heat stroke گرما زدگي hypertension فشار خون vomiting تهوع Diarrheaاسهال Hangover سرگیجه Nausea تهوع Vomit استفراغ Asthma آسم Twist پیچ خوردگی Bruise کبود Inflammation تورم Swelling Swallow متورم Wounded زخمی Injured مجروح Burn سوختگی Cut بریدگی Fracture شکستگی Nose bleed خون دماغ Amputation […]