جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
چند واژه و عبارت مهم/Align with به چه معناست؟
Related to ارتباط برقرار کردن با… Associated with هم ذات پنداری با یک شخصیت Sympathize with همدردی کردن با شخصی Connect with پیوند برقرار کردن با … Align with همسو شدن با…
Foodie به چه معناست؟
foodie اهل غذا ، شکمو، کسی که به امور تهیه و پخت و صرف خوراک خوب به ویژه در رستوران ها علاقه ی خاص دارد
یک جایگزین خوب برای ” Very”
به جای thank you very much میتوانیم از عبارت Big timeاستفاده کنیم. مثالها: !Thank you big time خیلی ممنونم !I owe you big time خیلی بهت مدیونم
چند عبارت کاربردی/ drop by drop
Bit by bit به تدریج و کم کم Drop by drop قطره به قطره One by one یکی یکی Inch by inch خرد خرد Step by step قدم به قدم
ساختار پرکاربرد “تا کی؟”
?How late ate you open تا کی باز هستید؟ How late does it go? کی (چه زمانی) میره؟ How late can I call you? تا کی می تونم بهت زنگ بزنم؟
قسمت های مختلف دست به انگلیسی
Thumb شست Index finger انگشت اشاره Middle finger انگشت وسط Ring finger انگشت حلقه Little finger انگشت کوچک Palm کف دست Wrist مچ دست Knuckle بند انگشت Fingernail ناخن انگشت
۲ عبارت مهم/ انتقاد یک طرفه و اش تمساح به انگلیسی
فعل عبارتی (phrasal verb) dish out به معنای “انتقاد یکطرفه” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Criticise, when you can’t take criticism in return He dishes it out, but gets all hurt when anyone responds او از این مساله انتقاد می کند، اما وقتی کسی جوابش را میدهد، ناراحت میشود. Crocodile tears اشک […]
برخی لوازم آشپزخانه به انگلیسی (۳)
چای ساز Tea maker توستر Toaster کتری Kettle میکسر Mixer یخچال Refrigerator مخلوط کن Blender کابینت Cabinet هود اجاق گاز Cooker hood مایکروویو Microwave مایع ظرفشویی Dish soap پیشخوان آشپزخانه Kitchen counter میز شام Dinner table ترازوی اشپزخانه Kitchen scale سطل پدال Pedal bin گریل Grill کشو Drawer
چند واژه کاربردی/ bizarre به چه معناست؟
کمک کردن :make a contribution containing: متضمن ، شامل، حاوی maintaining: انفاق ، نفقه دادن remaining: باقیمانده restraining: جلوگیری کردن از ، مهار کردن elevates: بالا بردن ، بلند کردن ،ترفیع دادن induces: فراهم کردن ، وادار کردن disrupts: از هم گسیختن ، منقطع کردن determine: تصمیم گرفتن ، حکم دادن suspicions: بدگمان ، مشکوک […]
واژگانی که به معنی ” غنی و ثروتمند ” هستند
لغت هایی که به معنی ” غنی و ثروتمند ” هستند Affluent Wealthy Prosperous Rich Well- off




















Saturday, 31 October , 2026