جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
عباراتی برای «بهتر نیست؟ فکر خوبی نیست؟ ایده خوبیه؟» در انگلیسی
برای گفتن : “بهتر نیست”؟ “فکر خوبی نیست”؟ “ایده خوبیه”؟ ?Should I invite my friend to the party ایده خوبیه دوستمو به مهمونی دعوت کنم؟ I should get a new car, because this one is old بهتره که یک ماشین جدید بگیرم، چون این یکی کهنه شده. برای گفتن: “راه درست اینه.” “بهترین کار اینه.” […]
لغتهای انگلیسی کاربردی در مورد شهرها
city شهر town شهرک ،شهر کوچک capital پایتخت Country/ Country side خارج از محدوده شهری metropolis کلان شهر large city شهر بزرگ و پهناور small town شهرک کوچک village روستا center مرکز downtown مرکز شهر suburb حومه شهر/ بیرون شهر region ناحیه neighborhood همسایگی، مجاورت Crowded city شهر شلوغ urban areas محدوده های شهری
اینترنت قطع/وصل شد
اینترنت قطع شده Internet is down There is no internet connection نت برگشته؛ اینترنت وصل شده Internet is back on We are back online
برخی واژگان و اصطلاحات مربوط به خرید کردن/ تخفیف/ مرجوعی کالا
Sales receipt رسید خرید make sure to keep the sales receipt in case you need to turn or exchange the item Buy خریدن I want to buy a new dress for the party Sell فروختن با به فروش رساندن I’ve got some books to sell Sale تخفیف I bought my dress in a sale Seller […]
مثالهای رایج درباره افعال ترکیبی
Get along with (با کسی کنار آمدن) ?Do you get along with your coworkers (آیا با همکارانت کنار میآیی؟) Run into (به طور اتفاقی برخورد کردن) I ran into an old friend yesterday (دیروز به یک دوست قدیمی برخوردم.) Call off (لغو کردن) They called off the meeting due to bad weather (جلسه را به […]
برخی واژگان مشابه در زبان انگلیسی (18)
Refer = اشاره کردن Differ = تفاوت داشتن Infer = نتیجه گیری کردن Offer = پیشنهاد کردن Confer = مشورت کردن Transfer = انتقال دادن Prefer = ترجیح دادن Suffer = رنج بردن
The match was drawn/ یکی از کاربردهای Draw
The match was drawn They drew at 2_2 بازی مساوی شد آنها در 2_2 مساوی کردند a drawn game: The match ended in a draw یک بازی مساوی: بازی با تساوی به پایان رسید a drawn game The match ended in a draw این دیدار با تساوی به پایان رسید a car draw قرعی کشی […]
چند جمله برای ابزار عشق و احساسات در زبان انگلیسی
I adore you تو رو میپرستم You mean so much to me. خیلی برام ارزش داری I’m in love with you من عاشق تو ام You’re my angel تو فرشته منی You’re my princess تو شاهزاده منی You’re incredible تو محشری You’re my baby تو عزیز منی You’re my king تو پادشاه منی We’re perfect […]
چند جمله کاربردی/ «خون دماغ شدن» به انگلیسی
These flowers are artificial این گُل ها مصنوعی هستند . He wears a wig او کلاه گیس میزاره . I have a false tooth من دندان مصنوعی دارم . My nose is bleeding خون دماغ شدم . Stir your tea / coffee چای / قهوه خودتان را هَم بزنید ! Your nose is running آب […]
واژه «مُسری/ واگیردار» در زبان انگلیسی
contagion سرایت / واگیر دار /مسری There is no risk of contagion خطر سرایت وجود ندارد. It’s a highly contagious virus این یک ویروس بسیار مسری است





















Friday, 30 October , 2026