چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟
She’s full of beans. اون خیلی پرانرژیه It’s cheap as chips. خیلی ارزونه I’m as cool as a cucumber. من خیلی خونسردم I’m in a pickle. تو دردسر افتادم He’s a big cheese. اون آدم مهمیه. She’s a smart cookie. اون خیلی باهوشه
!hit me up
you have a call waiting پشت خطی داری ?what do you take me for منو چی فرض کردی تو؟ I’m eager to see you من خیلی مشتاقم که ببینمت hit me up=contact me بهم زنگ بزن/باهام در تماس باش hit me up= ask someone for something یک اصطلاح محاوره ای و غیررسمی
fully aware
fully aware=having knowledge= conscious=aware of danger کاملا آگاه /هوشیار She wasn’t fully aware of the moment when the audience started applauding او کاملاً از لحظه ای که تماشاگران شروع به کف زدن کردند آگاه نبود
چند جمله کاربردی (93)
Do it on privateبه طور محرمانه آن را انجام بده. Keep it to yourselfپیش خودت بمونه. Sorry for interruption / interrupting youببخشید که حرف شما را قطع میکنم. I couldn’t make sense of what you saidنتوانستم از چیزی که گفتید سر در بیاورم. I didn’t want to offend youمنظور بدی نداشتم (نمیخواستم ناراحتت کنم). ؟Am […]
چند اصطلاح کاربردی (95)
Have been to see به دیدن چیزی رفتن Sara had been to see his boss to confirm his job for next summer سارا برای تایید کارش برای تابستان آینده به دیدار رئیسش رفته بود Fix upجور کردن Jose had taken a couple of his buddies along to see if he could fix up work for […]
چند اصطلاح کاربردی (94)
ever sinceاز اون موقع، از وقتی که She’s wanted to be a firefighter ever since she was a young girlاز اون موقع که یه دختر بچه بود میخواست آتشنشان بشه on displayدر معرض دید The statue gotta be on displayمجسمه باید در معرض دید باشد after youاول شما (مثلا در وارد شدن به جایی یا […]
چند اصطلاح کاربردی (93)
Drop the actفیلم بازی نکن Come cleanراستشو بگو Come againدوباره بگو I don’t buy itباور نمیکنم I’m easyبرام فرقی نداره Off with youبرو پی کارِت
اصطلاح hard hit
be hard hit تحت تاثیر قرار گرفتن/ آسیب دیدن New Zealand and Australia were particularly hard hit by the war نیوزلند و استرالیا بهویژه تحت تأثیر جنگ قرار گرفتند. Along the East Coast, towns hard hit by Superstorm Sandy are kicking off summer در امتداد ساحل شرقی، شهرهایی که توسط ابرطوفان سندی شدیدا آسیب دیده […]
!shell out
این عبارت در موقعیت های مختلف می تواند معانی متعددی را به همراه داشته باشد. خودِ shell به معنی پوسته و کاور چیزی می باشد out که با آن اضافه می شود یعنی چیزی را از پوسته و کاورش در آوردن بنابراین به صورت نمادین به معنی پول پرداخت کردن و درآوردن پول از کیف […]
اصطلاح Gain ground
Gain ground=become more popular or accepted=make progress پیشرفت کردن/ ترقی کردن There are strong signs that his views are gaining ground. نشانه های قوی وجود دارد که دیدگاه های او در حال بهتر شدن است.
چند عبارت کاربردی (92)
She drives like a lunatic






















Wednesday, 19 August , 2026