اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 44 از 108 - الفبای زبان
اصطلاح جذاب «cover your tracks» ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح جذاب «cover your tracks»

cover your tracks رد گم کنی/ از بین بردن آثار He’s a smart guy and he knew how to cover his tracks so the police couldn’t connect him to the crime او پسر باهوشی است و می‌دانست چگونه ردپای خود را بپوشاند تا پلیس نتواند او را به جنایت مرتبط کند. Bob didn’t cover his […]

چند اصطلاح انگلیسی بامزه (109) ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح انگلیسی بامزه (109)

(جل الخالق) Holy moly (تپل مپل) Roly poly (کوتوله موتوله) Humpty Dumpty (کوچولو موچولو) Itsy bitsy (گوگولی مگولی) Goochy goochy goo (هوای دونفره) lovey dovey weather (باشه حتما) Okey dokey (آبکی شلکی) Wishy washy (یهویی، بخوای نخوای) Willy nilly (فس فس نکن) Don’t dilly dally

اصطلاح «ignorance is bliss» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «ignorance is bliss»

 ignorance is bliss این اصطلاح اشاره دارد به ضرب المثل معروف خودمان دارد که می گوید «بی خبری خوش خبری»/بیانگر آرامشی که افراد ناآگاه دارند He never keeps up with the news or cares about the troubles in the world because he believes that ignorance is bliss او هرگز با اخبار همراه نیست و به […]

اصطلاح «شایعه شده که…» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «شایعه شده که…»

It’s rumored that شایعه شده که …. It’s rumored that she went bankrupt شایعه شده که اون ورشکسته شده. It’s rumored that they are getting married شایعه شده که اونا دارن ازدواج می‌کنن.    She accused him of starting rumors about her. Ever since his sudden resignation, rumors have been flying    او را به […]

اصطلاح «Nip something in the bud» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «Nip something in the bud»

Nip something in the bud معادل ضرب المثلی «جلوی ضرر و هروقت بگیری منفعته» است/ جلوی ضرر را گرفتن/چیزی را در مراحل اولیه متوقف کردن/در نطفه خفه رکردن  By arresting all the leaders, they nipped the rebellion in the bud  با دستگیری همه رهبران، شورش را در نطفه خفه کردند When the kid shows the […]

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم»

but no but اما و اخه ندارره for no reason همینجوری you look fishy مشکوک میزنی its as A B C خیلی راحته i am as i am من همینم که هستم

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger

He doesn’t lift a finger  دست به سیاه وسفید نمی زنه Put it down to your experience بزار به حساب تجربه ات kick a habit  ترک کردن عادت I saw a saw that saw a saw  من دیدم که ارّه ای، ارّه ای را اره کرد. (دست بالای دست بسیار است)

اصطلاح «در ناز ونعمت بزرگ شدن» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «در ناز ونعمت بزرگ شدن»

Born with a silver spoon=born into a very rich family در ناز ونعمت بزرگ شدن   She may have a lot of money, but she earned every penny herself; she wasn’t born with a silver spoon in her mouth او ممکن است پول زیادی داشته باشد، اما هر پنی را خودش به دست آورده است. […]

اصطلاح/ ضرب المثل «گله را به دست گرگ سپردن» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح/ ضرب المثل «گله را به دست گرگ سپردن»

fox guarding the henhouse گله را به دست گرگ سپردن اصطلاح fox guarding the henhouse «روباه نگهبانی از مرغ‌خانه» به معنای قرار دادن شخصی نامناسب در موقعیت اعتماد یا قرار دادن کسی در موقعیتی است که خودش را پلیس نگه می‌دارد. My sister is going to put her ex-convict brother-in-law in charge of her business, […]

اصطلاح «Out of the woods» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «Out of the woods»

Out of the woods پایان شرایط سخت و خطرناک/ خطر از سر کسی رفع شده باشد/رهایی از مشکلات The surgery went very well and he just needs to recover now, so he’s officially out of the woods عمل جراحی خیلی خوب پیش رفت و او فقط باید اکنون بهبود یابد، بنابراین خطر از سر او […]