۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟
Another day, another dollar خبر خاصی نیست میگذره I rest my case دیگه حرفی ندارم من I let it slide بی خیالش شدم
اصطلاحات مربوط به درس خواندن در زبان انگلیسی
تهیه و تنظیم: صغری توحیدلو/ برای مشاهده جملات این درس به ادامه مطلب مراجعه نمایید. 1- خیلی درس (برای خواندن) دارم./ درس هایم سنگین است. I have a lot of studies. 2- او خیلی درس خوان است. He’s very studious. 3- قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم. I’m going to continue my studies abroad. […]
مترادف ها و متضادها در زبان انگلیسی(6)
تهیه و تنظیم: شیدامهدوی/ کلمه معنی مترادف متضاد معنی Fair منصفانه Just Unjust غیر منصفانه Famous معروف Famed Unknown ناشناخته Final نهایی Last First اولین Forgive بخشیدن Pardon Punish تنبیه کردن Fresh تازه New Old کهنه Gaiety شادی، شعف Joy Sorrow غم Gather جمع کردن Assemble Disperse متفرق ساختن Generous سخاوتمند Bountiful Stingy خصیص Gentle […]
منابع مهم برای یادگیری لغات و اصطلاحات انگلیسی
تهیه و تنظیم: شیدامهدوی/ An Idiom a Day همه کسانی که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستند دیکشنری آنلاین Merriam-Webster یا Dictionary.com را می شناسند و قطعا می دانند که این وبسایت ها هر روز «کلمه روز» (Word of the Day) دارند تا گنجینه لغت را تقویت کنند. «اصطلاح روز» (An Idiom a Day) هم […]
کتاب های یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی
تهیه و تنظیم: ساراکوشا/ کتاب Idioms and Phrasal verbs این کتاب یکی از بهترین کتابها برای یادگیری اصطلاحات به زبان انگلیسی است شما میتوانید در متنهای کاربردی اصطلاحات را یاد بگیرید. نکته مهم در مورد این کتاب این است که اصطلاحات در قالب موضوع طبقه بندی شدهاند و شما میتوانید موضوع مورد نظر خود را […]
اصطلاحات حقوقی (2)
تهیه و تنظیم:صغری توحیدلو/ پیش از Ante Before مال بدون مالک، مال پیداشده، مجهولالمالک Bona vacantia معنی لغوی: مال/کالای خالی Empty goods تعریف: مالی که طبق وصیتنامه به ارث گذاشته نشده است. طبق بند 46 قانون مدیریت اموال، مصوب 1925/1304، این اموال به خانواده سلطنتی، دوکنشین لَنکَستر، یا دوک کُرنوال تعلق پیدا میکنند. با حسن […]
افعال پرکاربرد در ترجمه متون انگلیسی
تهیه و تنظیم: ستاره کوشا/ Ask out دعوت از یک خانم یا آقا برای قرار ملاقات BBring aboutموجب شدن.Bring up 1- تربیت بچه ها ۲- مطرح کردن یک موضوع CCall backجواب تماس تلفنی کسی را دادن.Call inدعوت برای حضور در یک محل رسمی برای امری خاص.Call offلغو کردن.Call on*1-ملاقات کردن2-در کلاس درس از شاگرد سؤال […]
اصطلاحات حقوقی (1)
تهیه و تنظیم: حسین شیردل/ به دلیلی محکمتر، اولیتر، منطقیتر، مستدلتر A fortiori معنی لغوی: از استدلالی قویتر From stronger argument تعریف: برای بیان نتیجهای/نظری بهکار میرود که شاهدی قویتر از آنچه قبلا ارائه و پذیرفته شده برای اثباتش وجود دارد. ازآغاز، از ابتدا، از اول Ab initio معنی لغوی: از آغاز From the beginning […]
نکاتی برای یادگیری زبان انگلیسی
تهیه و تنظیم: ساراکوشا/ گرامر، ساختاری است که یک زبان را شکل می دهد. مثل نخی که کلمات را بهم می دوزد. اما گرامر در هر زبانی قواعد زیادی دارد، چنان که در زبان های اروپایی! در این پست ۱۲ نکته مهم را با تکیه بر تحقیقات چند موسسه معتبر اروپایی در زمینه آموزش زبان […]
لغات متضاد (3)
تهیه و تنظیم: زهرا کلاته عربی/ روشن / تاریک = light / darkبالا / پایین = up / downجلو / عقب، پشت = front / backرو / زیر = on / under open / shut,close=باز و بستهکهنه / نو = old / newپر / خالی = full / emptyآزاد / اشغال = free / occupiedزود […]
مشاغل به زبان انگلیسی
تهیه و تنظیم: صغری توحیدلو/ actor=هنرپیشه مردactress=هنر پیشه زنartist=هنرمندcaptain=ناخداassistant=معاونdemarche=بخشدارbanker=بانکدارdressmaker=خیاط زنانهblacksmith=آهنگرrancher=گله دارboss=رئیسgardener=باغدارbrigadier=سرتیپmuezzin=موذنcaretaker=سرایدارcameleer=ساربانclerk=کارمندcook=آشپزcoach=مربیdentist=دندانپزشکcolonel=سرهنگcarpenter=نجارdiver=غواصrancher=چوپانdoctor=پزشکhouse maker=خانه دارdoorkeeper=دربانcouncil=شوراfireman=آتش نشانwriter=نویسندهfisherman-ماهیگیرwaiter-گارسونgreengrocery=سبزی و میوه فروشprofessor=استادguard=نگهبانseller=فروشندهguard man=مرد پاسدارglassmaker=شیشه سازheadmaster=مدیر مردheadmistress=مدیر زنjudge=قاضیhousewife=زن خانه دارlawyer=وکیلpainter=نقاش ساختمانworker=کارگرboatman=قایقرانmayor=شهردارstreet sweeper=رفتگرminer=معدنچیminister=وزیرnurse=پرستارpilot=خلبانofficer=افسرbarber=آرایشگر مردphotographer=عکاسclergyman=روحانیplumber=لوله کشspecialist=متخصصplayer=بازیگرfootballer=بازیکن فوتبالporter=باربرbutcher=قصابpresident=رئیس جمهورwatchmaker=ساعت سازprime minister=نخست وزیرgrocer=بقالpsychologist=روانشناسoperator= تلفنچی reporter=خبر نگار.گزارشگر merchant=تاجر retired=بازنشسته optician=عینکساز.چشم پزشکsculptor-مجسمه سازcalligrapher=خوشنویس، خطاطsergeant=گروهبانforester=جنگلبانshopkeeper=مغازه دارteacher=معلمsinger=خوانندهengineer=مهندسsoldier=سربازdriver=رانندهspeaker=سخنرانdecorator=آذین گرsurgeon=جراحarmy=نظامیtailor=خیاط مردانهbaker=نانواtiller=سفالگرgovernor=فرماندارtourist=جهانگردstudent=دانش آموزwelder=جوشکارrepairman=تعمیرکارfarmer=کشاورز



















Monday, 17 August , 2026