۴ اصطلاح / sweet tooth به چه معناست؟
Where is your hand? حواست کجاست؟ My heart is heavy! دلم گرفته! Sweet tooth آدم شیرینی دوست I’m the baby of the family من ته تغاری ام
2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming
Letdown ضدحال، تو ذوق زن، حالگیری The movie was a huge letdown فیلم خیلی ضدحال بدی بود Underwhelming چیزی که فکر می کنی خوبه ولی غافلگیری می کنه، چیزی که انتظار داشتی خوب باشه ولی پایین تر از انتظارت بوده The movie was underwhelming, I expected it to be amazing فیلم پایین تر […]
4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟
What’s your 20? کجایی، لوکیشن کجاست؟ No buts, no cuts, no coconuts هیچ بهانه ای پذیرفته نیست، بهانه نیار What’s your poison? چی (نوشیدنی) می خوای؟ Wake up and smell the coffee با واقعیت روبه رو شدن
۲ اصطلاح/” قدمت به روی چشم” به انگلیسی
You are more than welcome قدمت سر چشم Be booking=an engagement for the performance of a musician or other entertainer. چیزی را برای آینده آماده کردن، رزرو کردن،
۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟
Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارتهای جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانشآموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]
3 لغت/ Gist & context به چه مفهوم است؟
Foreign / معنی: خارجی، بیگانه مثال: She loves learning foreign languages. او عاشق یادگیری زبانهای خارجی است. Gist معنی: مفهوم کلی، جوهره مثال: I didn’t understand every word, but I got the gist of the story. من هر کلمه را متوجه نشدم، اما مفهوم کلی داستان را فهمیدم. Context معنی: زمینه، متن پیرامون مثال: You […]
۳ عبارت کاربردی/ Accurately به چه معناست؟
Accurately معنی: بهطور دقیق مثال: She can accurately describe what happened. او میتواند آنچه را که اتفاق افتاده بهطور دقیق توصیف کند. Be aware of sth معنی: آگاه بودن از چیزی مثال: You should be aware of the risks. باید از خطرات آگاه باشی. Express sth معنی: بیان کردن چیزی مثال: He expressed his opinion […]
ساختاری برای بیان خواسته یا توصیه
وقتی میخوایم دربارهی خواسته، توصیه، الزام یا شرایط غیرواقعی حرف بزنیم، از Subjunctive استفاده میکنیم. ساختار: Subject + (suggest/insist/recommend/essential/important) + that + Subject + base verb مثالها: They suggested that he leave early. پیشنهاد دادن که او زودتر بره. It is essential that everyone be on time. ضروریه همه سر وقت باشن. فعل بعد از […]
3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating
Encouraging معنی: دلگرمکننده مثال: The teacher’s words were very encouraging. حرفهای معلم بسیار دلگرمکننده بود. Accurate معنی: دقیق مثال: The report was accurate in every detail. گزارش در هر جزئیات دقیق بود. Frustrating معنی: ناامیدکننده، کلافهکننده مثال: Waiting for the bus in the rain was frustrating. منتظر ماندن برای اتوبوس زیر باران کلافهکننده بود.
تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
3 لغت/ offensive & slang
Slang معنی: زبان محاورهای و غیررسمی often use slang in their conversations. نوجوانها اغلب در مکالماتشان از زبان عامیانه استفاده میکنند. Offensive معنی: توهینآمیز، رنجاننده Some people found the joke offensive. بعضیها آن شوخی را توهینآمیز دانستند. Syllable معنی: بخش آوایی (هجا) The word ‘computer’ has three syllables. کلمهی «computer» سه بخش آوایی (هجا) دارد.





















Monday, 19 October , 2026