عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “

I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 16 از 158 - الفبای زبان
چگونه به انگلیسی بگوییم اونقدرها هم نیست… ۱۴ بهمن ۱۴۰۳

چگونه به انگلیسی بگوییم اونقدرها هم نیست…

I’m not that tired اونقدرا هم خسته نیستم. I’m not that hungry اونقدرا هم گرسنه نیستم. He’s not that stingy اونقدرا هم خسیس نیست. She’s not that pretty اونقدرا هم خوشگل نیست. It’s not that cold اونقدرا هم سرد نیست. It’s not that hard اونقدرا هم سخت نیست.

۱۰ ضرب المثل انگلیسی معروف به همراه ترجمه فارسی (12) ۱۳ بهمن ۱۴۰۳

۱۰ ضرب المثل انگلیسی معروف به همراه ترجمه فارسی (12)

The first step is always the hardest. اولین همیشه سخت‌ترین قدمه. Barking dogs, seldom bite. سنگ بزرگ علامت نزدنه. Old habits die hard. ترک عادت موجب مرض است. Beauty is in the eye of the beholder. علف باید به دهن بزی شیرین بیاد. A friend in need, is a friend indeed. دوست آن است که […]

چند عبارت کاربردی انگلیسی/ pack of lies به چه معناست؟ ۱۰ بهمن ۱۴۰۳

چند عبارت کاربردی انگلیسی/ pack of lies به چه معناست؟

نویسنده : ستاره کوشا I misjudged you درباره ات اشتباه میکردم let alone چه برسه به اینکه… free loader آدم مفت خور pack of lies یه مشت دروغ in cold blood در کمال خونسردی I beg your pardon ببخشید چی گفتی he is down on his luck بخت از او برگشته I had fortune on […]

 تفاوت سه کلمه Cloth & Clothe & Clothes ۰۸ بهمن ۱۴۰۳

 تفاوت سه کلمه Cloth & Clothe & Clothes

تفاوت سه کلمه Cloth Clothe Clothes Cloth (noun) به معنی پارچه I need a cloth to clean the table به یک پارچه برای تمیز کردن میز نیاز دارم. Clothe (verb) به معنی لباس به تن کردن ?Could you please bathe and clothe the baby میشه بچه رو حمام ببری و لباسش رو تنش کنی؟ Clothes(noun) […]

 معانی فعل ترکیبی run across ۰۸ بهمن ۱۴۰۳

 معانی فعل ترکیبی run across

 فعل ترکیبی “run across” دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی “کسی را به صورت تصادفی دیدن” است.  I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم، دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. معنی دوم این فعل ترکیبی “چیزی […]

تفاوت دو کلمه Mind & Brain ۰۸ بهمن ۱۴۰۳

تفاوت دو کلمه Mind & Brain

   Mind به معنی ذهن- همون چیزیه که از مغز ناشی میشود و حالت فیزیکی ندارد و مفهومی انتزاعی هست مثال: I just said the first thing that came into my mind من فقط اولین چیزی که به ذهنم رسید را گفتم. Brain به معنی مغز- یکی از ارگان‌های بدن مثال: The brain is the […]

اصطلاحی برای «يکى مانده به آخر» ۰۷ بهمن ۱۴۰۳

اصطلاحی برای «يکى مانده به آخر»

“يکى مانده به آخر” the last but one I’m almost finished.this is the last but one box to empty من تقریبا تمام کردم. این جعبه یکی مانده به اخر است که خالی شود. It’s the last but one day in the athletics programme این یکی مانده به اخرین روز در برنامه دومیدانی است. The British […]

عبارت Hell در جملات /  ?Where the hell are you ۰۷ بهمن ۱۴۰۳

عبارت Hell در جملات /  ?Where the hell are you

Hell =جهنم  ?Ex; What are you doing تو داری چیکار میکنی؟  ?What the hell are you doing تو داری چه غلطی میکنی؟  ?Ex; Who are you تو کی هستی؟ ?Who the hell are you تو کدوم خری هستی؟  ?Ex; Where are you تو کجایی؟ ?Where the hell are you تو کدوم گوری هستی؟

مثال هایی برای صفت Fast ۰۶ بهمن ۱۴۰۳

مثال هایی برای صفت Fast

Fast (adj) صفت fast با واژه های زیر به کار می رود:   Fast car/train The fast train to London only takes 45 minutes قطار سریع به لندن تنها 45 دقیقه طول می کشد که برسد. Fast lane I don’t like driving in the fast lane on the motorway من از رانندگی در لاین تندرو […]

انواع افعال برای تمام شدن در انگلیسی ۰۳ بهمن ۱۴۰۳

انواع افعال برای تمام شدن در انگلیسی

 تمام شدن چیزهای مصرفی مثل قهوه در فنجان، کاغذ دفتر ،آب یا چایی در لیوان، مواد غذایی و …    I ‘m out of coffee. قهوه م تمام شد I ‘m out of tea.چایی م تمام شد I ‘m out of paper. کاغذم تمام شد  تمام شدن زمان چیزی که در یک بازه زمانی اتفاق […]