واژه‌هایی که به معنی «تعداد/مقدار زیاد» هستند ۰۶ آبان ۱۴۰۵

واژه‌هایی که به معنی «تعداد/مقدار زیاد» هستند

manifold زیاد The reasons for this situation are manifold دلایل این وضعیت زیاد هستند. a battery ofتعداد زیادی a battery of medical tests تعداد زیادی تست پزشکی a (great) wealth ofمقدار زیادی The new manager brings a great wealth of experience to the job مدیر جدید تجربه‌ی زیادی برای شغل به ارمغان می‌آورد.

بایگانی‌های آموزش گرامر - صفحه 7 از 51 - الفبای زبان
جملات و اصطلاحات کاربردی در موقعیت های متفاوت ۲۸ تیر ۱۴۰۴

جملات و اصطلاحات کاربردی در موقعیت های متفاوت

تهیه و تنظیم: زهرا کلاته عربی/ ۱-مواقعی که به زمان بیشتری برای فکر کردن نیاز دارید، می توانید بگویید در مذاکرات تجاری، می توانید عباراتی مثل “I’m not sure” که یعنی “مطمئن نیستم” را از مکالماتتان حدف کنید تا با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شوید. عبارت دیگری که می توانید در مذاکرات استفاده کنید، […]

تفاوت on time & in time ۲۳ تیر ۱۴۰۴

تفاوت on time & in time

اگر کاری را on time انجام دهید، به این معنی است که آن را درست سر وقت انجام می‌دهید؛مثال: The 11.45 train left on timeقطار 11:45 به موقع حركت كرد. مخالف on time کلمه late است اما اگر کاری راin time انجام دهید، معنی آن این است که آن را کمی زودتر از برنامه‌ریزی‌تان انجام […]

حروف اضافه بعد از صفات و فعلها ۲۳ تیر ۱۴۰۴

حروف اضافه بعد از صفات و فعلها

Disappointed with someone از کسی ناامید بودن Mr. Brown is really disappointed with his children آقای براون واقعا از بچه هایش مایوس و ناامید است. Be doubtful of مشکوک بودن به I’m doubtful of his ability من به توانایی او شک دارم (مشکوک هستم. Indifferent to بی تفاوت و بی علاقه بودن به (در) They […]

ضماير انعکاسی reflective pronouns ۲۲ تیر ۱۴۰۴

ضماير انعکاسی reflective pronouns

کلماتی که به -self و -selves ختم می‌شوند ضماير انعکاسی ناميده می‌شوند و عبارتند از: مفرد (-self) myselfخودم yourselfخودت himselfخودش (مذکر) herselfخودش (مؤنث) itselfخودش (اشياء) جمع (-selves) ourselvesخودمان yourselvesخودتان themselvesخودشان توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسی عمل به فاعل جمله برمی‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است: He cut himself (خودش را زخمی […]

کاربرد قید too ۲۱ تیر ۱۴۰۴

کاربرد قید too

کلمه too  به گروهی از قیدها تعلق دارد که تحت عنوان تشدیدگر (intensifier) مطرح هستند. در معنی این قید با excessive مترادف است که به عنوان معادل رسمی تر می توان از آن استفاده کرد. This activity is too difficultIt is too hot here این قید دارای معنی منفی است. یعنی در هر جمله ای […]

واحدهای شمارش در انگلیسی/ «a ball of string» ۱۶ تیر ۱۴۰۴

واحدهای شمارش در انگلیسی/ «a ball of string»

a pair of shoes یک جفت کفش a drop of water یک قطره آب a bunch of grapes یک خوشه انگور a bunch of flowers یک دسته گل a lump of coal یک تکه زغال a stack of plates یک دسته بشقاب a row of seats یک ردیف صندلی a string of beads یک رشته […]

استفاده از may ,can could برای اجازه گرفتن ۱۲ تیر ۱۴۰۴

استفاده از may ,can could برای اجازه گرفتن

در زبان انگلیسی میتوانیم از may ,can could و do you mind if l برای اجازه گرفتن استفاده کنیم. مثال: ?May I call you next Friday میتونم جمعه آینده با شما تماس بگیرم؟ ?Could we use our dictionaries آیا می توانیم از فرهنگ لغت خود استفاده کنیم ?Can he come to class with me او […]

استفاده از Namely در جملات به چه منظور است؟ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴

استفاده از Namely در جملات به چه منظور است؟

برای ذکر کردن نمونه‌های چیزی یا بیان دقیق‌تر و جزئی تر توضیح داده شده، از کلمه‌ی namely استفاده می‌شود.  قبل از namely از کاما استفاده می‌شود. …Namely = that is مثال: I have a new job، namely as a teacher من یک شغل جدید دارم، معلمی We need to concentrate on our target audience, namely […]

درباره دو عبارت despite و in spite of ۱۸ خرداد ۱۴۰۴

درباره دو عبارت despite و in spite of

دو عبارت despite و in spite of حرف اضافه (preposition) هستند؛ بنابراین پس از آنها از کلاز مستقل استفاده نمی‌شود، بلکه یک گروه اسمی (noun phrase) یا فعلی که ing گرفته استفاده می‌شود. وقتی لازم باشد از یک کلاز مستقل (independent clause) استفاده کنیم، باید Although/Even though/Though ( که نقش حرف ربط یا همان conjunction […]

قالب کاربردی «اگر جای تو بودم» ۱۸ خرداد ۱۴۰۴

قالب کاربردی «اگر جای تو بودم»

اگر جای تو بودم If I were you, I would If I were you, I would hurry اگر جای تو بودم، عجله می‌کردم. If I were you, I would think about it اگر جای تو بودم، درموردش فکر می‌کردم. If I were you, I wouldn’t do that اگر جای تو بودم، اون کار رو نمی‌کردم‌.