عبارتی برای “نقطه قوت” ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای “نقطه قوت”

Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 55 از 158 - الفبای زبان
جمله های کاربردی در مورد خرید کردن(11) ۲۴ بهمن ۱۴۰۲

جمله های کاربردی در مورد خرید کردن(11)

Let’s go shopping together in the afternoon بعد از ظهر بیا با هم بریم خرید  ?How about buying that shirt نظرت در مورد خرید اون پیرهن چیه؟  It’s very nice, but we cannot afford it خیلی قشنگ است. اما ما قدرت خریدش رو نداریم  ?Which floor is man’s wear on پوشاک مردانه در کدام طبقه […]

راه های واکنش دادن به خبرهای بد ۲۴ بهمن ۱۴۰۲

راه های واکنش دادن به خبرهای بد

 جملات زیر بهترین راه واکنش نشان دادن و اعلام تاسف درباره خبر بدی که به شما داده شده است ،از سوی شماست: ?I’m sorry to hear that. Are you alright? Is anyone hurt خیلی از شنیدنش ناراحت شدم. الان خوبی؟ صدمه ندیدی؟ ?I can’t believe it! Are you OK نمی توانم باور کنم. حالت خوبه؟ […]

درباره «Get a rise out of» ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

درباره «Get a rise out of»

Get a rise out of  To provoke a response from  زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی.  I […]

افعال Get along with &  Get along ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

افعال Get along with &  Get along

Get along with To associate or work well with; to succeed or manage in doing  سازگاری داشتن با، ساختن با 2- سر کردن با، موفق بودن، ساختن با  Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمی‌سازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن.  ?How are you getting […]

افعال کاربردی(102) ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

افعال کاربردی(102)

‌ افعال Grate(رنده کردن) Slice(قاچ کردن) Peel(پوست کندن) Whisk(به هم زدن) Boil(پختن) Fry(سرخ کردن) Grill(بریان کردن) Bake(پختن) Pour(ریختن) Scramble(املت درست کردن) Simmer(جوشاندن) Spread(مالیدن) Stir(به هم زدن) Taste(چشیدن) Add(اضافه کردن Blend(ترکیب کردن) Roast(برشته کردن) Chop(ریز ریز کردن) Steam(بخارپز کردن) Roll(غلتاندن) ‌

واژگان کاربردی (102) ۲۱ بهمن ۱۴۰۲

واژگان کاربردی (102)

contest: رقابت، مشاجره، مسابقه revenge: انتقام، کینه جویی کردن mourning: سوگواری، عزاداری، ماتم malinger: تمارض کردن، خود را به ناخوشی زدن incidentally: اتفاقا، ضمنا intentionally: دانسته، عمدا interchangeably: بطور قابل معاوضه، بطور تبادل پذیر accidentally: اتفاقا، ناگهان accustomed: انس گرفتن، خو گرفتن ، عادت attached: پیوسته، ضمیمه، دلبسته ascribed: نسبت دادن، رونویس بردار، اسناد admitted: […]

مترادف های واژه «شجاع» ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

مترادف های واژه «شجاع»

 Brave شجاع، شجاعانه Of the three organizations criticized, only one was brave enough to face the press از بین سه شرکتی که مورد انتقاد قرار گرفته بودند، فقط یکی شجاعت کافی را داشت تا با رسانه‌ها مواجه شود. She died after a brave fight against cancer Courageous شجاع I hope people will be courageous enough […]

جملات کاربردی در مورد هدیه دادن ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

جملات کاربردی در مورد هدیه دادن

⁩Accept a gift هدیه ای رو قبول کردن ‌⁩Receive a gift هدیه ای رو دریافت کردن ‌⁩Give someone a gift به کسی هدیه دادن ‌⁩Shower someone with gifts کسی رو هدیه بارون کردن ⁩Wrap (up) a gift کادو پیچ کردن یک هدیه

4 عبارت کاربردی / !My phone is buggy ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

4 عبارت کاربردی / !My phone is buggy

They complimented me on my cooking آنها از آشپزی من تعریف کردند I won’t leave anything out من چیزی رو از قلم نمیندازم My phone is buggy گوشیم درست کار نمیکنه Don’t give in to pressure تسلیم فشار نشو

واژگان کاربردی (101) ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

واژگان کاربردی (101)

violation: خطا ،تجاوز، عهد varieties: متنوع، گوناگون repression: سرکوبی admission: قبول ، پذیرش symmetric: متقارن، منظم ، برابر synergistic: همکاری کننده synchronic: همزمان، هموقت synthetic: ترکیبی، ساختگی scope: آزادی عمل، وسعت، قلمرو، حوزه sketch: طراحی کلیات، نقشه ساده، انگاره scratch: تراش، خاراندن، حذف کردن، پاک کردن spike: میخ دار کردن، میله، میخ بزرگ disturb: برهم […]